http://cld.persiangig.com/dl/FflBY/E1GSqS7aCG/koozegar-ghaleb.txt فقه و حقوق اسلامی
 
فقه و حقوق اسلامی
 
 
ارائه اطلاعات پیرامون فقه و حقوق اسلامی برای علاقمندان به این علم
 

•        آداب مكان نماز: (حرمات)

1.  آراستن مسجد به طلا و كشيدن نقاشي در آن و نجس نمودن آن و همچنين بيرون بردن قطعه اي از آن حتي به اندازه ي يك سنگ كه جزء آن است حرام مي باشد و بايد برگردانده شود.

2.  تساوي يا جلوتر ايستادن زن بر مرد در نماز كراهت دارد. اما قولي مي گويد حرام است و باعث بطلان نماز هر دو مي شود. مگر آنكه زن نمازش را زودتر آغاز كند يا آنكه مرد زودتر آغاز كند در اين صورت تنها نماز آنكه ديرتر شروع كرده  باطل است. تنها در صورتي زن مي تواند جلوتر از مرد بايستد كه ميان آن دو حايلي باشد يا آنكه به حد ده ذراع با هم فاصله داشته باشند.

•        آداب مكان نمازگزار: (مكروهات)

1.  مرتفع ساختن مسجد.

2.  آب دهان انداختن در آن.

3.  با صداي بلند سخن گفتن.

4.  كشتن حشرات.

5.  تراشيدن تير و صنعتگري.

6.  جاي دادن ديوانگان و بچه ها در آن.

7.  اجراي احكام قضايي.

8.  معرفي گمشدگان.

9.  سرودن اشعار.

10.                    سخن گفتن پيرامون دنيا.

•        مكانهايي كه قرائت نماز در آن مكروه است:

1.  قرائت نماز در حمام، مكان تخلي، آتشكده، خانه هاي مجوس، محل فرود شتران و گذرگاه آب.

2.  نماز در زمين شوره زار و خاكي كه مورچه دور لانه ي خود قرار داده است.

3.  روي برف. (البته در حال اختيار)

4.  مابين قبرها مگر آنكه چيزي حايل باشد يا به اندازه ي دو ذراع از قبر فاصله باشد.

5.  محل عبور و خانه ي مجوسي.

6.  در مقابل آتش فروزان يا عكس يا قرآن.

7.  در مقابل درب گشوده شده.

8.  در مقابل چهره ي انساني ديگر.

•        اشيايي كه مي توان بر آن سجده كرد:

1.  آن چه از جنس زمين و رويدني هاي آن باشد كه خوردني و پوشيدني نباشد.

2.  سجده بر كاغذي كه از گياهاني مانند پنبه درست شده باشد.

•        اشيايي كه نمي توان بر آنها سجده كرد: (غير جايز و مكروه)

1.  سجده بر اشياء معدني زيرا به جهت دگرگوني به آنها زمين گفته نمي شود.

2.  سجده بر كاغذي كه بر روي آن نوشته شده باشد مكروه است.

•        پاك بودن بدن از حدث و خبث:

بدن و لباس نمازگزار به نحوي كه گذشت بايد عاري از هرگونه حدث و خبث باشد. (مگر موارد معفو)

•        مواردي كه بايد در نماز ترك گردد:

1.  سخن گفتن.

2.  كارها و حركات اضافي كه باعث مي شود نمازگزار از حالت نماز خارج شود.

3.  سكوتي كه عادتا طولاني است و باعث مي شود شخص نمازگزار محسوب نشود.

4.  گريه براي امور دنيوي. البته گريه ي صدا دار نه مجرد خروج اشك از چشم.

5.  قهقه زدن، و آن خنده ي صدا دار است.

6.  تطبيق كردن. كه عبارت است از گذاشتن كف دستها روي هم و ميان دوزانو در حالت ركوع.

7.  تكتف نماز خواندن. به جز در حالت تقيه. و آن قرار دادن يك دست بر روي دست يا مچ ديگر و گذاشتن دست ها بر روي ناف يا زير آن. خواه ميان دو دست حائل باشد يا نباشد.

8.  برگرداندن سر و تمام بدن به پشت سر يا طرفين كه باعث شود نمازگزار از قبله منحرف شود.

9.  خوردن و آشاميدن. مگر در نماز وتر كه شخص به خاطر آنكه مي خواهد روزه بگيرد آب بياشامد.

•        اسلام:

عبادتهاي اسلامي از مطلق كافر و مرتد فطري و ملي پذيرفته نيست. و عمل آنها صحيح نمي باشد. هر چند آنها مكلف به آنجام اعمال اسلامي هستند.

•        قوه ي تشخيص يا تمييز:

عبادت ديوانه و بچه و بي هوش كه افعال نماز را درست تشخيص نمي دهند به گونه اي كه شروط و فروع نماز را از يكديگر تمييز نمي دهند صحيح نيست.

كودكان را از شش سالگي به عبادات تمرين مي دهند و از نه يا ده سالگي به خاطر آنها تنبيه مي كنند. نيت نماز آنها به صورت وجوبي يا استحبابي، تخييري است.

•        چگونگي نمازگزاردن:

اذان و اقامه:

اذان و اقامه در نماز مستحب هستند و به صورت زير اجراؤ مي شوند:

1.  نيت اذان و اقامه.

2.  چهار بار تكبير.

3.  شهادتين.

4.  ذكر حي علي الصلاة.

5.  ذكر حي علي الفلاح.

6.  ذكر حي علي خير العمل.

7.  دوبار تكبير.

8.  دوبار لا اله الا الله.

تبصره:

•        در اقامه هر يك از موارد ذكر شده دو بار گفته مي شوند. و علاوه بر آن پس از حي علي خير العمل، دوبار قد قامت الصلاة اضافه مي شود.

•        در اذان و اقامه، اعتقاد به مشروعيت ساير فرازها غير از آنچه گذشت، مانند شهادت به ولايت حضرت علي (ع) و اينكه پيامبر و خاندان ايشان برترين مردمند، هر چند مطابق واقعند ولي جايز نيست. چون هر چيز حقي را نمي توان در عبارات شرعي وارد كرد.

•        اذان و اقامه در نمازهايي كه با صداي بلند خوانده مي شود به ويژه نماز صبح و مغرب مستحب مؤكد است

•        زنان بايد نماز صبح و مغرب و عشا را كوتاه بخوانند و اگر نامحرم نباشد مي توانند بلند بخوانند.

•        اگر نمازگزار اذان و اقامه را فراموش نمود، مي تواند پيش از آنكه به ركوع رود آن دو را جبران نمايد.

•        در نماز جماعت اگر نمازگزاران پس از اقامه ي نماز اول پراكنده نشدند براي نماز دوم اذان و اقامه ساقط مي شود.

•        اذان نماز عصر روز عرفه براي كسي كه در عرفه هست و نماز عصر روز جمعه و عشاي شب مزدلفه يعني شب مشعر الحرام ساقط مي شود. چون در اين زمان جمع ميان دو نماز مستحب است.

•        مستحبات اذان و اقامه:

1.  بلند گفتن اذان و اقامه براي مردان.

2.  شمرده گفتن اذان و اقامه و با شتاب خواندن اقامه.

3.  ايستادن مؤذن هميشگي بر مكان بلند، تا صدايش رساتر گردد.

4.  رو به قبله بودن در تمام فرازها به خصوص در اقامه.

5.  جدايي انداختن بين اذان و اقامه به اندازه ي دو ركعت نماز يا يك سجده يا يكبار نشستن يا برداشتن يك گام يا كمي مكث كه اين دو مورد آخري تنها در مورد نماز مغرب ذكر شده است و مستحب مي باشد.

6.  تكرار اذان و اقامه توسط شنوندگان.

7.  طهارت داشتن هنگام اذان و اقامه.

•        كراهات در اذان و اقامه:

سخن گفتن در ميان اذان و اقامه.

•        قيام:

1.  ايستادن هنگام نيت، تكبيرة الاحرام و قرائت حمد و سوره واجب است.

تبصره:

دليل مقدم بودن ايستادن بر نيت و ساير موارد آن است كه ايستادن شرط صحت آنها و است و روشن است كه شرط مقدم بر مشروط است.

2.  ايستادن بايد بدون كمك از چيزي و به تنهايي باشد.

تبصره:

اگر توانايي ايستادن به تنهايي را ندارد مي تواند با كمك چيزي بايستد يا به چيزي تكيه كرده و بايستد و اگر در هر صورت نتوانست، بنشيند و اگر نتوانست به پهلو دراز بكشد و اگر نشد به پشت بخوابد و كف پايش را به سمت قبله دراز كرده و صورتش طوري باشد كه اگر بنشيند رو به قبله باشد.

3.  در صورت دراز كشيده بودن نمازگزار براي ركوع و سجود با سر اشاره مي كند و پيشاني را به چيزي كه سجده بر آن رواست نزديك مي كند و پيشاني بر آن مي گذارد.

4.  در صورتي كه به طور كامل ناتوان بود با چشمهايش ركوع و سجود را انجام مي دهد.

•        نيت:

نيت در نماز واجب بوده و بايد در آن نوع نماز و نيز اذاء يا قضا و واجب يا مستحب بودن آن مشخص شده باشد و قصد قربت كه هدف از انجام عبادات است بايد با آن باشد.

•        تكبيرة الاحرام:

1.  گفتن تكبيرة الاحرام واجب است. اين تركيب اضافي به اين دليل آمده كه وقتي تكبير نماز گفته شد بسياري از كارها كه پيش از آن براي انسان مباح بود، حرام مي شود.

2.  تمام اذكار نماز اعم از تكبيرة الاحرام و غيره همگي بايد به زبان عربي باشد تا به پيامبر تأسي گردد. اما اذكار مستحبي مي تواند به عربي و غير عربي خوانده شود.

3.  به همراه تكبيرة الاحرام بايد نيت هم قرين باشد و تا پايان نماز به همراه انسان باشد.

تبصره:

اگر نيت خارج شدن از نماز دا داشته باشد گر چه پيش از پايان نماز در حالتي ديگر باشد يا انجام بعضي از اعمال منافي نماز و يا ريا، حتي در بعضي از افعال و مانند اين امور را قصد كند، نمازش باطل است.

•        قرائت:

1.  خواندن سوره ي حمد و يك سوره به صورت كامل در ركعت اول و دوم واجب است. مگر در صورت ناچاري كه سوره حذف شود.

تبصره:

ناچاري مانند تنگي وقت و يا كاري پيش آيد كه انجام ندادن بصورت فوري زيان بار است در اين صورت سوره حذف مي شود.

2.  در ركعت سوم و چهارم خواندن حمد و يا گفتن چهار تسبيه، يكبار يا دو بار و يا سه بار واجب است كه به هر تقدير خواندن سوره ي حمد اولويت دارد.

3.  مردان در ركعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشاء حمد و سوره را بلند مي خوانند و آهسته خواندن در ساير نمازهاي يوميه واجب است. بلند خواندن بر زن واجب نيست. حتي در جايي كه بايد بلند بخواند، ميان آن دو مخير است به شرط آنكه نامحرم صداي او را نشنود. در غير اين صورت بايد آهسته بخواند.

4.  شمرده خواندن حمد و سورن و رعايت وقفها و به روشني بيان كردن حركات، درخواست رحمت و پناه بردن از عذاب الهي حين قرائت مستحب است. و نيز خواندن سوره هاي بلند مانند هل اتي و عم در نماز صبح و سوره هاي متوسط مثل هل اتاك اليقين و الأعلي در نماز ظهر و عشاء و سوره هاي كوتاه تر از موارد ذكر شده در نماز عصر و مغرب مستحب است.

5.  كوتاه نمودن سوره به خاطر تنگي وقت مستحب است. و نيز خواندن سوره ي هل اتي و هل اتاك اليقين در صبح دوشنبه و ضبح پنج شنبه مستحب است. ( اين دو سوره وقتي خوانده شود خداوند خواننده را از شر روزها در امان دارد.) خواندن سوره ي جمعه و منافقون در نماز ظهر و عصر روز جمعه و در نماز جمعه مستحب است. خواندن سوره ي جمعه و توحيد در نماز صبح روز جمعه و اعلي در نماز مغرب و عشاي روز جمعه مستحب است.

6.  در نماز، خواندن سوره هايي كه سجده ي واجبه دارند حرام است.

تبصره:

•        اگر از روي عمد كسي آن را بخواند نمازش باطل مي شود.

•        اگر سهوا شروع به خواندن آنها كرده باشد در هر كجا از آن باشد بايد رها نمايد. البته نبايد از آيه سجده دار بگذرد.

•        به فرض خواندن آيه سجده دار دو وجه در برابر نمازگزار قرار ميگيرد. يا بايد همان جا سوره را رها كرده و سجده نمايد و يا آنكه نماز به اتمام رساند و سپس قضاي سجده ي واجبه را به جا آورد. شهيد اول و ثاني در لمعه و شرح لمعه وجه دوم را اخذ كرده اند. ولي شهيد اول در كتاب ذكري وجه اول را اخذ كرده است.

•        با وجود قيد (نماز واجب) فهميده مي شود كه خواندن سوره هاي سجده دار در نوافل اشكالي ندارد و به محض رسيدن به آيه سجده دار در همان حال سجده واجب انجام شده و ادامه ي نماز اجراء مي شود.

•        ايم حكم براي كسي كه نمازنافله گزار است و كسي ديگر اين گونه آيات را مي خواند و او مي شنود نيز صادق است.

7.  بلند خواندن حمد و سوره در نافله هاي شب و آهسته خواندن در نافله هاي روز مستحب است.

تبصره:

•        اين حكم براي نمازهاي واجبه غير يوميه نيز صادق است.

•        براي نمازهاي واجبه اي كه نمونه اي در شب ندارند نيز مستحب است نماز بلند خوانده شود. مثل نماز جمعه.

•        قول قوي نيز در مورد نماز خسوف نيز بايد بلند خوانده شود.

8.  در صورتي كه سوره ي حمد را نمي داند بايد آن را در صورت وسعت وقت نماز و امكان بياموزد.

تبصره:

•        اگر وقت تنگ است بايد آن چراكه از سوره ي حمد بلد است بخواند.

•        اگر چيزي از حمد را نمي داند به اندازه ي حروف سوره ي حمد از سوره ي ديگر بخواند.

•        اگر اين موارد امكان نداشت و هيچ چيز بلد نبود به مقدار سوره ي حمد ذكر خدا بگويد.

•        خواندن سوره از چنين فردي ساقط است.

•        اگر حتي ذكر خدا را هم بلد نبودبايد به اندازه ي طول كشيدن حمد و سوره صبر كند. زيرا قرائت حمد و سوره و ايستادن در نماز واجب است و اگر يكي از آنها امكان نداشت ديگري به جاي خود باقي است.

9.  بنا به نظر مشهور سوره ي والضحي و الم نشرح يك سوره اند و سوره ي فيل و لإيلاف نيز يك سوره محسوب مي شود.

تبصره:

اگر كسي يكي از آنها را در ركعتي از نماز بخواند بايد سوره ي ديگر را نيز بخواند تا به اين شكل ترتيب بين آنها حاصل گردد. ونيز گفته شده بايد بين خواندن دو سوره بسم الله را نيز به نحو وجوبي بياورد. زيرا اين مهم به نحو تواتر ثابت گرديد.

•        ركوع:

1.  نمازگزار پس از قرائت حمد و سوره بايد به ركوع برود و براي آن بايد به مقداري خم شود كه دو كف دست او با هم به زانوانش برسد.

تبصره:

•        پس به تنهايي رسيدن دستان به زانو كافي نيست.

•        معتبر مقداري از كف دست است نه سرانگشتان به تنهايي.

2.  در ركوع بدن بايد به اندازه ي بيان ذكر واجب آرام باشد و ذكر ركوع سبحان ربي العظيم و بحمده و يا سه بار سبحان الله است.

تبصره:

•        اين ذكر براي انسان مختار است.

•        براي شخص مضطر هر ذكري مي تواند باشد.

•        گفته شده كه براي هر دو گروه (مختار و مضطر) هر ذكري كفايت مي كند و همين قول اقوي است.

3.  پس از بيان ذكر، سر بداشتن از ركوع واجب است.

تبصره:

•        اگر پس از ذكر به يكباره به سجده رود نمازش باطل است.

•        اگر در صورت فراموشي چنين كند بايد دوباره كار را اجراء كند.

•        پس از سر بلند كردن از ركوع بايد بدن آرام گيرد و بايستد.

•        ايستادن مدت معيني ندارد بلكه همين مقدار كه بدن آرام شد كافي است.

•        اين ايستادن نبايد آن قدر طولاني شود كه نمازگزار را از حالت نماز خارج كند.

•        مستحبات ركوع:

1.  ذكر طولاني تر مستحب است كه آنها سه بار يا بيشتر تكرار شود.

2.  خواندن دعا پيش از ذكر ركوع مثل اللهم لك ركعت و مانند اينها.

3.  در ركوع صاف نگهداشتن كمر و كشيدن گردن و دور نگه داشتن بازوان و آرنج از پهلو به گونه اي كه با پهلو تماس نداشته باشد و همچنين زير بغلها مانند بال پرنده گشوده باشد، مستحب است.

4.  قرار دادن دست ها بر زانوان در حال گفتن ذكر مستحب است.

5.  در گذاشتن دست ها، ابتداء دست راست و سپس دست چپ را بگذارد و انگشتان را از يكديگر فاصله دهد.

6.  پس از پايان ذكر در حالي كه سر بر مي دارد، دست ها را تا گوشها بالا برده و با ذكر سمع الله لمن حمده و الحمد لله رب العالمين تا آرام گرفتن بدن در حال ايستادن بيان دارد.

•        مكروهات ركوع:

نمازگزار وقتي در حال ركوع است نبايد دستانش را زير لباسش قرار دهد.

•        سجدة (واجبات):

1.  پس از ركوع واجب است كه دوبار سجده انجام گيرد كه بايد با اعضاي هفت گانه سجده باشد.

تبصره (1): اعضاي هفتگانه سجده عبارتند از:

•        پيشاني.

•        دو كف دست.

•        زانوا

•        دو انگشت شصت پا.

تبصره (2): بنا به قول قوي تر، از اين اعضاء اگر چه پيشاني باشد، آن مقدار كه سجده كردن به آن صدق كند كافي است.

تبصره (3): محل سجده بايد هم سطح محل ايستادن نمازگزار باشد يا آنكه حد اقل به اندازه ي چهار انگشت بسته از آن بالاتر يا پايين تر نباشد.

2.  ذكر سجده عبارت است از سبحان ربي الأعلي و بحمده يا سه بار سبحان الله يا هر ذكري در حال اضطرار و يا هر ذكري كه مختار شخص است.

3.  حين بيان ذكر بدن بايد آرام باشد و پس از آن سر از زمين برداشته تا به حالت نشسته در آيد، به طوري كه پس از سر برداشتن به مقداري كه صدق كند بدنش آرام باشد.

•        سجدة (مستحبات):

1.  بعد از سجده دوم، طمأنينه كه به عنوان جلسه ي استراحت معروف است، مستحب مؤكد مي باشد. بلكه حكم به وجوب آن نيز داده شده است.

2.  افزون بر ذكر واجب سجده خواندن دعاي اللهم لك سجدت پيش از ذكر سجده وارد شده است.

3.  گفتن چهار تكبير براي دو سجده يكي هنگام رفتن به سجده ي اول، يكي هنگام سر برداشتن از سجده ي اول و يكي هنگام رفتن به سجده ي دوم و يكي پس از سر برداشتن از سجده ي دوم.

4.  همچنين رعايت تخويه براي مردان مستحب است. تخويه يعني قرار دادن دستان بر روي زمين و باز كردن اعضاء بدن از يكديگر و رفتن به سجده.

5.  رعايت حالت تورك بين دو سجده. در مردان نشستن به گونه اي كه هنگام آن بر قسمت نشيمنگاه تكيه كنند و براي زنان كاسه ي زانو ها را بالا گرفته در حالي كه انگشتان دستها شان به هم چسبيده است، كف دستها را روي رانها قرار دهد.

•        تشهد:

1.  پس از ركعت دوم و نيز در پايان نماز، خواندن تشهد واجب است و آن عبارت است از (أشهد أن لا اله الا الله وحده لا شريك له و أشهد أن محمدا عبده و رسوله اللهم صل علي محمد و آل محمد).

2.  در حال قرائت تشهد نمازگزار بايد بنشيند و در تمام مدت آرام باشد.

3.  رعايت حالت تورك در زمان قرائت تشهد مستحب مي باشد.

•        سلام نماز (واجبات):

1.  پس از تشهد براي به اتمام رساندن نماز بايد سلام نماز را قرائت كرد. و اين بخش واجب مي باشد. و داراي دو عبارت مي باشد. (السلام علينا و علي عباد الله الصالحين) و (السلام عليكم و رحمة الله و بركاته).

2.  نمازگزار در انتخاب هر يك مخير است و هر كدام را كه نخست بگويد همان واجب است و از نماز خارج مي شود. . گفتن سلام ديگر مستحب خواهد بود. آن چه استحباب دارد مقدم كردن السلام علينا .... مي باشد.

•        سلام نماز (مستحبات):

1.  نشستن بر ران چپ.

2.  كسي كه فرادا نماز مي خواند هنگام سلام به سوي قبله و سپس با گوشه ي چشمها به سمت راست خود اشاره مي كند.

3.  امام جماعت با تمام صورت به طرف راست خود اشاره نمايد و مأموم نيز به همين شكل عمل كند و اگر در سمت چپ او كسي نباشد به يك سلام بسنده كند و اگر كسي بود با برگرداندن سر به سمت چپ و گفتن السلام عليكم سلامي ديگر بدهد.

4.  نمازگزار بايد در سلام خود با صيغه ي مخاطب پيامبران، فرشتگان و امامان و تمامي مسلمانان از انس و جن را قصد كند. و مأموم علاوه بر اينها قصد برگرداندن سلام امام جماعت را نيز داشته باشد.

5.  قبل از سلام واجب گفتن سلام مشهور، مستحب است.

•        مستحبات ديگر نماز:

1.  گفتن تكبير با ترتيل.

2.  بلند كردن دستها هنگام تكبير تا لاله ي گوش، در اين حال بايد كف دستها به هنگام بلند كردن رو به قبله و انگشتان دست بسته و دو انگشت شصت باز باشد.

3.  توجه پيدا كردن با شش تكبير و ذكر ادعيه پيش از اقامه بستن.

4.  خواندن دعاي توجه پس از تكبيرة الاحرام. (وجهت وجهي للذي فطر السماوات والأرض).

5.  كسي كه نشسته نماز مي خواند هنگام قرائت حمد و سوره چهار زانو بنشيند و در هنگام قرائت تشهد و سلام بر روي ران چپ تكيه كرده و روي پاي راست را بر كف پاي چپ قرار دهد.

6.  نگاه فروتنانه به سجدگاه در حال ايستادن و نگاه به ميان پاها در حال ركوع و نگاه به دو طرف بيني در هنگام سجده و نگاه به دامان هنگام تشهد.

7.  قرار دادن دستها روي ران بالاي زانو هنگام ايستادن و انگشتان به تمامي بسته شود و در حال ركوع دستها بر روي دو كاسه ي زانو نهاده شود. در اين حال بايد انگشتان به تمامي گشوده باشد و در هنگام سجده كنار گوشها بگذارد. و در هنگام خواندن تشهد و سلام دستها را بر روي زانو قرار دهد و انگشتان را ببندد.

8.  در نمازها قرائت قنوت مستحب است و بعضي قائل به وجوب آن شده اند و اين بخش در ركعت دوم پس از حمد و سوره خوانده مي شود. و در نماز جمعه در ركعت اول پيش از ركوع و در ركعت دوم پس از ركوع خوانده مي شود. و در نماز وتر دو قنوت يكي پيش از ركوع و يكي پس از ركوع خوانده مي شود.

9.  بهتر است اذكار قنوت از اذكار مرسوم مانند كلمات فرج و كمترين مقدار قرائت قنوت سه يا پنج  بار سبحان الله گفتن است.

10.                    كسي كه قنوت را فراموش كند پس از ركوع مي تواند آن را بخواند و اگر به ياد نياورد تا وقت آن بگذرد پس از نماز در حالي كه نشسته است آن را قضا مي كند. و اگر به راه افتاد در راه در حالي كه رو به قبله است آن را قضا مي كند.

11.                    در قنوت مأموم از امام پيروي مي كند. و نماز گزار مي تواند براي امور دين و مباح دنياي  خود دعا كند.

12.                    اگر نمازگزار در قنوت امور حرامي را دعا كند نمازش باطل است. خواه بداند يا نداند و اگر نداند آيا معذور هست يا نه مصنف قائل به معذور نبودن او مي باشد.

13.                    تعقيب نماز كه ذكر و دعا پس از خواندن نماز است. مانند تسبيحات حضرت زهراء (س).

•        اموري كه در نماز بايد ترك شود:

1.  آمين گفتن در هر جاي نماز مگر از روي تقيه. اگر در غير اين صورت بگويد نمازش باطل مي شود. چون اين كار نهي شده است و هر چه نهي شده مقتضي فساد است.

2.  ترك عمدي يكي از واجبات نماز يا يكي از اركان پنجگانه ي نماز، اگر چه سهوي باشد. اركان نماز عبارتند از: نيت، قيام، تكبيرةالاحرام، ركوع و دوسجده با هم .

3.  سر زدن حدث به طوري كه طهارت را باطل كند.

4.  قطع كردن نماز واجب در حال اختيار.

•        مكروهات نماز:

1.  توجه به سمت چپ و راست.

2.  خميازه كشيدن.

3.  كشيدن دستها يا عضلات.

4.  بازي كردن با اعضاي بدن.

5.  بيرون انداختن آب بيني و دهان.

6.  شكستن انگشتان.

7.  آه كشيدن به يك حرف.

8.  ناله كردن به يك حرف.

9.  نگه داشتن ادرار و مدفوع و باد معده.

تبصره:

كشتن مار و شمارش ركعات نماز با سنگريزه و لبخند زدن در نماز جايز است.

•        تتمه:

1.  براي زن مستحب است كه پاهاي خود را در حال قيام به هم بچسباند.

2.  مرد به اندازه ي يك وجب تا فاصله ي انگشت سبابه و ابهام ميان پاها فاصله دهد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 15 مهر1389ساعت 16:21  توسط مهدی محمدیان امیری  | 

•        تعداد نمازها:

نمازها به دو دسته تقسیم می شوند:

1.  نمازهای واجب؛

2.  نمازهای مستحب؛

•        نمازهای واجب:

نمازهای واجب هفت نماز که عبارتند از:

1.  نمازهای روزانه؛

2.  نماز جمعه؛

3.  نماز عید فطر و قربان؛

4.  نماز آیات؛

5.  نماز طواف؛

6.  نماز میت؛

7.  نمازی که با نذر و مانند آن واجب می شود.

•        نمازهای مستحب:

نمازهای نافله روزانه که عبارتند از:

1.  برای نماز ظهر 8 رکعت پیش از نماز ظهر.

2.  برای نماز عصر 8 رکعت پیش از نماز عصر.

3.  برای نماز مغرب 4 رکعت پس از نماز مغرب.

4.  برای نمار عشاء 2 رکعت به حالت نشسته البته ایستاده نیز جایز است پس از نماز عشاء.

5.  8 رکعت به عنوان نماز شب و بعد از آن 2 رکعت نماز شغع و یک رکعت نماز وتر.

6.  برای نماز صبح 2 رکعت پیش از نماز صبح.

تبصره:

•        در سفر و هنگام ترس نمازهای چهار رکعتی به قصر خوانده می شوند و نماز های نافله ساقط می گردند.

•        هر دو رکعت نماز نافله دارای تشهد و سلام است و نماز وتر نیز چنین است.

•        تشخد و سلام نماز اعرابی بعد از خواندن دو رکعت در آغاز به مانند نماز ظهر و عصر است.

توجه: این نماز ده رکعتی است و مانند نماز صبح و ظهر و عصر دارای 5 تشهد و 3 سلام است.

•        اوقات نماز:

1.  وقت نماز ظهر: هنگام زوال خورشید که با افزایش سایه پس از کوتاه شدن آن معلوم می گردد.

2.  وقت نماز عصر: پس از نماز ظهر است. اگر چه تشخیص آن فرضی باشد.

3.  عقب انداختن نماز عصر تا زمانی که سایه پس از زوال به اندازه ی شاخص گردد، از جلو انداختن آن بر اینوقت بهتر است. همان طور که خواندن نماز ظهر پیش از این زمان بهتر است.

4.  وقت نماز مغرب هنگام برطرف شدن حمره ی مشرقیه است که باید از بالای سر بگذرد.

5.  نماز عشاء هنگام فارغ شدن از نماز مغرب است. اگر چه فرضی باشد و عقب انداختن آن تا برطرف شدن سرخی جانب مغرب بهتر است.

6.  وقت نماز صبح، دمیدن فجر صادق است. و آن دومین روشنایی است که در افق آسمان ظاهر می گردد.

تبصره (1) در حالت اختیار وقت نماز ظهر و عصر تا غروب آفتاب ادامه دارد.

تبصره (2) وقت نماز مغرب و عشاء تا نیمه شب ادامه می یابد.

تبصره (3) وقت نماز صبح تا بر آمدن خورشید است در همان محل قرائت نماز اگر چه با چشم دیده نشود.

•        وقت خواندن نمازهای نافله:

1.  وقت قرائت نافله ی ظهر از زوال خورشید تا جایی که سایه ی شاخص به اندازه ی دو گام یا دو هفتم طول شاخص کشیده شود.

2.  وقت نافله عصر تا زمانی است که سایه به اندازه ی چهار گام شود.

3.  وقت نافله مغرب تا بر طرف شدن سرخی مغرب است.

4.  وقت نافله عشاء همان وقت نماز عشا است.

5.  وقت نافله شب بعد از نیمه ی اول شب تا دمیدن فجر صادق است.

6.  وقت نافله ی صبح تا سر زدن سرخی خورشید از جانب مشرق است که با سر زدن آن، وقت نماز صبح نیز پایان می یابد.

تبصره:

•        نافله شب نباید بر نیمه شب مقدم شود مگر در صورت وجود عذر که در این صورت می توان آن را بعد از نماز عشاء به نیت جلو خواندن و یا به نیت ادا به حا آورد.

•        نماز شفع و وتر نیز جزء نافله ی شب است و همین حکم را دارد.

•        البته قضا کردن نافله ی شب برتر از جلو انداختن آن در موردی است که این کار جایز می باشد.

•        فضیلت نماز اول وقت:

نماز اول وقت دارای فضیلت زیادی است، مگر:

•        برای کسی که امیدوار است پس از گذشتن اول وقت عذرش بر طرف گردد. مانند نماز گذاری که پوششی مناسب برای پوشاندن بدن خود ندارد.

•        نیز برای آن ذوزه داری که سایرین منتظر افطار او هستند.

•        همچنین در مورد نماز مغرب و عشاء برای کسی که از عرفه به طرف مشعر کوچ می کند.

•        تعیین وقت برای نماز:

•        برای تعیین وقت به گمان بسنده می شود. این در صورتی است که علم پیدا کردن ممکن نباشد.

•        در جایی که بتوان علم پیدا کرد نمی توان بدون علم وارد نماز شد.

•        در جایی که نتوان علم بدست آورد و به گمان نماز قرائت شود، بعد کاشف به عمل آید که در وقت نماز خوانده شده یا در حین نماز متوجه شود که داخل وقت شده بنا به قول صحیح تر نماز وی درست است.

•        اگر مشخص شود که نمازش را پیش از وقت نماز خوانده باید دوباره بخواند. این حکم اجماعی است.

•        قبله:

كعبه محلي است كه خداوند براي مسلمانان به عنوان قبله در نظر گرفته است.

1.  كعبه قبله كسي است كه آن را مي بيند يا به منزله ي چنين كسي است. يعني بدون سختي بسيار كه معمولا قابل تحمل نيست به خود كعبه رو نمايد اگر چه از راه بالارفتن بر كوه يا بامي باشد.

2.  كسي كه كعبه را نمي بيند خواه به خاطر بعد مسافت، خواه نابينايي، قبله، جهت كعبه است كه با اماره ي شرعي به سمتي كه احتمال مي رود كعبه در آن جهت است بدست مي آيد.

3.  اعتماد به قبله ي شهر بدون كنكاش جايز مي باشد. جز در هنگام يقين به غلط بودن آن.

4.  اگر نشانه هايي كه دال بر جهت قبله است موجود نباشد، نمازگزار بايد از فردي كه عادل و آگاه به قبله مي باشد پيروي نمايد.

تبصره:

در صورتي كه راهي براي يافتن قبله بدست نيامد بايد:

•        در صورت امكان به چهار سمت كه هر جهتي يك زاويه قائمه را تشكيل دهد نماز بگذارد.

•        در صورت ناتواني به مقدار توان بسنده نمايد.

شهيد ثاني بعد از ذكر موارد بالا مي فرمايد:

قرائت نماز به چهار جهت مشهور بوده و سندش ضعيف است. اگر چه معتبر دانستن آن خوب است. زيرا چنين نمازي هر چند با كمي فاصله و انحراف خوانده شده صحيح مي باشد و همچنين وجوب بيش از يك نماز، از باب مقدمه ي واجب است و مانند چنين موردي بدون نياز به نص، واجب مي گردد.

سيد رضي الدين بن طاوس در چنين وضعيتي قائل به قرعه شده است. چون در هر امر مشكل بايد قرعه انداخت.

5.  در صورتي كه نماز گزار بفهمد كه سمتي كه او بدان نماز خوانده قبله نبوده و اشتباه كرد، اگر جهت ايستادن او كاملا متفاوت با قبله باشد در صورت باقي بودن وقت دوباره خوانده مي شود و در صورت گذشت وقت قضا لازم نيست. اما اگر پشت به قبله باشد بايد دوباره بخواند خواه وقت باشد يا نباشد.

•        پوشاندن عورت:

در مردان عورت جلو وعقب اوست و در زنان تمام بدن او جز صورت و كف دست و پشت دست او تا مچ و پشت پايش نه كف آن، عورت مي باشد.

تبصره:

البته پوشاندن مقداري از گردي صورت و دست و پاها به عنوان مقدمه ي واجب، لازم مي باشد.

•        لباس نمازگزار:

لباس نمازگزار بايد داراي شرايطي باشد به شرح ذيل:

•        از نجاست هاي نام برده شده پاك باشد.

تبصره:

موارد زير از حكم بالا تبعيت نمي كنند:

•        لباس شخصي كه به خون دمل و زخم آغشته شده باشد.

•        لباسي كه به مقداري كمتر از يك سكه ي بقلي به خون آغشته شده باشد.

•        نجاست لباس زن پرستار بچه كه يك لباس بيشتر نداشته و تنها روي لباس او ادرار بچه ريخته شده باشد، چنين زني بايد لباس خود را يكبار بشويد و بهتر است كه در پايان روز اينكار را بكند.

•        آنچه كه برطرف كردن نجاست آن متعذر باشد. كه به هنگام ضرورت شخص مي تواند در آن نماز بگذارد.

•        در هواي سرد اگر فردي تنها يك جامه داشته باشد و آن جامه نيز نجس باشد مخير است بين نماز خواندن در آن لباس، يا عريان به جا آوردن آن. (افرادي كه عريان نماز مي گذارند ركوع و سجود را با اشاره انجام مي دهند)

2.  غصبي نباشد. (اگر نمي داند غصبي است يا نه اشكالي ندارد.)

3.  از پشم، كرك يا پوست حيوان حرام گوشت نباشد. (مگر خز و سنجاب كه بايد به نحو شرعي ذبح شده باشند)

4.  اجزايي از مردار در آن نباشد. (اجزاء مرده اي كه روح در آنها حلول كرده باشد نه اعضايي كه در آنها روح نيست.)

5.  لباس نمازگزار نبايد از ابريشم باشد. (اين حكم براي مردان و خنثي ها مي باشد.)

البته اگر به همراه نمازگزار شيئي كه با آن نتوان عورتين مرد را پوشاند از جنس ابريشم باشد اشكالي ندارد و همچنين فرش زير پاي او نيز اگر ابريشم باشد اشكالي ندارد.

•        مستحبات لباس نمازگزار:

1.  نماز خواندن در نعلين عربي.

2.  ترك جامه ي سياه مگر عمامه يا كفش يا عبا.

3.  نپوشيدن لباس بدن نما.

4.  پيچيدن ردا به دور خود.

•        مكروهات لباس نمازگزار:

1.  تحت الحنك نكردن براي مأموم و امام.

2.  ردا نگذاشتن براي مأمو.م امام.

3.  روبند زدن براي زن و دهان بند زدن براي مرد و زن.

تبصره:

اگر دهان بند يا روبند انداختن جلوي قرائت صحيح را بگيرد حرام است.

4.  نمازگزاردن در لباس كسي كه از نجاست و مال غصبي پرهيز نمي كند.

5.  لباسي كه داراي نقش و نگار باشد.

6.  انگشتري كه روي آن نقش و نگار دارد.

7.  قبايي كه بندهاي آن بسته شده باشد. البته اين حالت در ميدان جنگ خللي وارد نمي كند.

•        مكان نمازگزار:

مكان نمازگزار بايد داراي شرايط زير باشد:

1.  غصبي نباشد. حتي اگر نمازگزارجاهل به حكم شرعي حرمت غصب يا حكم وضعي بطلان نماز در مكان غصبي باشد.

تبصره:

موارد زير از اين حكم مستثني هستند:

•        اگر نمازگذار به اصل غصبي بودن مكان جاهل باشد.

•        حكم غصبي بودن يا اصل غصب را فراموش كند.

•        در صورت اضطرار مانند كسي كه در مكان غصبي زنداني باشد .

2.  نجس نباشد. به اين صورت كه آن نجاست به نمازگزار و وسايل همراه او سرايت نكند.

3.  محل سجده بايد پاك باشد.

•        آداب مكان نماز: (مستحبات)

1.  بهترين مكان براي نماز براي غير زن، مسجد است.

تبصره:

مساجد از نظر فضيلت براي نماز با هم متفاوت هستند. در زير آنها نامبرده مي شوند:

•        بهترين مسجد، مسجد الحرام است كه نماز در آن برابر با صد هزار نماز است.

•        مسجد النبي برابر با ده هزار نماز.

•        مسجد جامع هر شهر برابر با صد نماز.

•        مسجد قبيله يا محله برابر با بيست و پنج نماز.

•        مسجد بازار برابر با دوازده نماز.

•        مسجد زن خانه ي او مي باشد.

2.  مستحب مؤكد است كه مساجد را بي سقف بسازند و دستشويي را نزديك در آن و مأدنه را با ديوار مسجد بنا كنند.

3.  مستحب است با پاي راست داخل مسجد شد و با پاي چپ بيرون آمد.

4.  وارسي كفشها و خواندن دعا هنگام ورود  به مسجد و خروج از آن.

5.  خواندن نماز تحيت مسجد پيش از نشستن در آن.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 15 مهر1389ساعت 16:17  توسط مهدی محمدیان امیری  | 

•        غسل مس میت:

این غسل مخصوص کسی است که بدنش با جسد مرده ای که سرد شده برخورد کرده باشد.

تبصره:

1.  برخورد با جسد مرده ای که هنوز سرد نشده غسل ندارد.

2.  در آب کشیدن عضوی که با بدن مرده ی سرد شده برخورد کرده دو قول وجود دارد که نظر بهتر وجوب آب کشیدن است.(شهبد اول با این قول مخالف است)

3.  تماس بدن با جسد مرده ی پس از غسل موجب غسل نمی شود.

4.  بنا به نظر شهبد اول تماس بدن با هر قسمتی از جسد مرده که غسلش تمام شده موجب غسل نمی شود.

5.  هر جزء از بدن مرده که دارای استخوان است و هر عضو از بدن انسان زنده که قطع شده باشد و دارای استخوان باشد در حکم مرده است و تمام احکام مربوط به آن را داراست.

6.  پس از غسل مس میت برای قرائت نماز وضوء نیز واجب است، خواه قبل از غسل باشد یا بعد از آن. همان طور که در سایر غسلهای شخص زنده به جز غسل جنابت چنین است.

•        غسل میت:

در مرده ی مسلمان و هر مرده ای که در حکم مسلمان باشد (بچه غیر بالغ، دیوانه و جنین چهار ماهه به بالایی که سقط شده باشد) غسل میت واجب می باشد.

•        واجبات غسل میت:

1.  واجب است در نوبت اول با آب سدر غسل داده شود. یعنی آبی که با سدر مخلوط شده باشد.

2.  سپس باید با آبی که آمیخته با کافور است غسل داده شود.

3.  در مرتبه ی سوم با آب خالص و مطلق غسل داده می شود.

4.  غسل میت به مانند غسل جنابت (غسل ترتیبی و ارتماسی) انجام می شود.

تبصره: در غسل ترتیبی به همراه نیت:

الف) شستن سر و گردن؛

ب) شستن طرف راست؛

ج) شستن طرف چپ؛

در غسل ارتماسی به همراه نیت غسل، بدن متوفی به یکباره در آب غرو برده شود و خارج گردد.

5)   قبل از غسل میت واجب است نجاست عارضی بر بدن میت پاک گردد.

•        توجهات در غسل میت:

1.  کسی که درارث بردن از میت سزاوارتر است، نسبت به انجام احکام مربوط به میت سزاوارتر است. یعنی وارث از غیر وارث هر چند این وارث خویشاوند باشد سزاوارتر است.

2.  شوهر نسبت به همسرش چه این همسر ورثه داشته باشد یا نداشته باشد، چه عقد دائم باشد چه موقت بر دیگران در انجام غسل سزاوارتر است.

3.  رعایت هم جنس در غسل میت سزاوارتر است. بنابراین اگر ولی با متوفی هم جنس باشد باید به یک هم جنس متوفی اجازه ی غسل دهد. این شرط در زن و شوهر رعایت نمی شود.

4.  در صورت عدم امکان یافتن هم جنس جهت غسل، محرم متوفی می تواند از روی پارچه متوفی را غسل می دهد.

5.  در صورت عدم وجود محرم، مرد کافر، مرد مسلمان را غسل می دهد و زن کافرزن مسلمان را. البته باید این غسل با تعلیم مسلمان به انجام برسد.

6.  شهیدی که در میدان جنگ و در حال رزم که فرمان پیامبر (ص) یا امام (ع) یا نایب خاص آن دو برپا شده باشد غسل و کفن ندارد. بلکه تنها بر او نماز خوانده شده و با همان لباس رزم به خاک سپرده می شود.

تبصره:

هرکس که شهید بشود ولی دارای ضابطه ی فوق نباشد باید غسل و کفن شود.

•        نماز میت:

واجب است هر مسلمان یا در حکم مسلمانی که به سن شش سالگی رسیده باشد پس از مرگ بر او نماز خوانده شود. مگر در گروهی از مسلمانان که محکوم به کفر هستند. (مثل مرتد)

•        واجبات نماز میت:

1.  ایستادن: بهتر است که ایستادن خوانده بشود و اگر نشد به هر صورت که امکان دارد.

تبصره: با توجه به مورد شماره ی 1 این سوال مطرح است، آیا قرائت نماز میت از جانب فرد ناتوان باعث سقوط این واجب کفایی از توانا می گردد؟ در این باره دو نظر هست:

•        سقوط وجوب است. زیرا چنین نمازی با عنوان نماز صحیح منطبق است.

•        عدم سقوط است. زیرا نماز شخص عاجز نسبت به نماز شخص توانا ناقص است و امکان خواندن نماز کامل نیز وجود دارد.

2.  باید نمازگزاران رو به قبله باشند و سر مرده به طرف راست وی خوابانده شود و خود او در مقابل نمازگزاران باشد.

3.  نیت که باید قصد انجام عمل با آن همراه باشد.

4.  گفتن پنج تکبیر بر میتی که شیعه است و چهار تکبیر برای میت سنی.

تبصره (1): باید پس از تکبیر اول شهادتین گفت. پس از تکبیر دوم باید بر پیامبر درود فرستاد. پس از تکبیر سوم برای تمامی مردان و زنان با ایمان دعا کرد. پس از تکبیر چهارم برای میت مکلف شیعه دعا شود. و اگر متوفی مستضعف باشد یعنی حق را نشناخته و با آن دشمنی نورزیده و پیرو شخص خاصی نیست دعای مخصوص او را خواند. و پس از تکبیر پنجم از نماز خارج می شود.

تبصره (2): درباره ی نماز بر منافق یعنی غیر شیعه به چهار تکبیر بسنده می شود و پس از تکبیر چهارم او را لعن می کنند.

تبصره (3): به اجماع تمامی فقهاء در نماز میت طهارت از حدث شرط نیست و همچنین سلام دادن نیز شرط نمی باشد.

•        احکام دفن:

1.  پنهان سازی جسد مرده در گور به گونه ای که چهره و قسمت جلوی بدن او را رو به قبله بوده و به پهلوی راست قرار گرفته باشد تا جسد او از درندگان حفظ بوده و بویش پخش نگردد.

2.  مستحب است که گودی قبر به اندازه ی قد یک انسان متوسط باشد.

3.  جنازه ی مرد را طی سخ مرحله و جنازه ی زن را طی یک مرحله در قبر می گذارند. ابتداء مرد را از طرف پایین قبر به زمین گذاشته و در مرحله ی سوم پس از دوبار بلند کردن و حرکت دادن و به زمین گذاشتن او را از سمت سر داخل گور می نمایند و زن را در سمت قبله ی قبر به زمین گذاشته و سپس از پهلو داخل قبر می گذارند.

4.  بهتر است به همراه جنازه شخص بیگانه ای نه از خویشاوندان و نه از فرزندان میت داخل قبر شود. در مورد زن، بهتر است آن شخص بیگانه از خویشاوندان نسبی او باشد. در اینجا شوهر از سایرین به این امر سزاوارتر است. در صورت نبودن این دو، زنی درستکار و در مرحله ی بعد مردی درستکار زن را در قبر بگذارد.

5.  مستحب است گشودن گره های کفن از سمت سر و پاه های جنازه و قرار دادن گونه ی راست میت بر خاک و قرار دادن مقداری تربت امام حسین (ع) در قبر و با تلقین کردن ذکر شهادتین و اعتراف به امامان (ع) به او انجام می شود.

6.  مستحب است برای میت این دعا را بنمایند: با نام و کمک خداوند و در راه او و بر طبق آیین پیامبر، خدایا بنده ات نزد تو آمده است و تو بهترین میزبان برای او هستی؛ خدایا قبرش را بر او وسیع گردان و به پیامبرت ملحقش نما؛ خدایا ما جز نیکی از او سراغ نداریم و تو از ما نسبت به او آگاه تر هستی.

7.  خارج شدن از قبر از جهت پای مرده؛ زیرا پایین پا حکم ذر قبر را دارد و نوعی احترام به اوست.

8.  ریختن حاک بر روی قبر با پشت دست توسط شرکت کنندگان در مراسم به جز خویشان نسبی متوفی. این کار باید به همراه خواندن آیه استرجاع باشد.

9.  بالا آوردن سطح قبر از زمین به اندازه چهار انگشت و حد اکثر یک وجب نه بیشتر تا قبر مشخص شود تا مورد زیارت و احترام گردد.

10.                    همراه ساختن روی قبر و ریختن آب برروی آن و تمام گرداگرد آن به گونه ای که به جایی که شروع کرد خاتمه دهد. عامب این کار باید رو به قبله باشد و باقی مانده آب بر وسط قبر ریخته شود.

11.                    مستحب است در خاتمه دست بر روی قبر نهاده شود و برای میت طلب مغفرت شود، با هر لفظ که باشد.

12.                    تلقین میت وقتی که مدعوین بازگشتند. در این حال تلقین کننده می تواند رو به قبله یا پشت به آن این کار را انجام دهد.

13.                    عرض تسلیت به بازماندگان و تسلی خاطر آنها چه پیش از به خاکسپاری و پس از آن.

14.                    تمام واجبات و مستحبات به خاکسپاری کفایی است.

•        شرایط تیمم:

1.  نبودن آب؛ در صورتی که جستجو شود و آب یافت نشود.

2.  عدم دسترسی به آب؛ یعنی آب موجود باشد، اما به دلیل ناتوانی، پیری، بیماری، ضعف قوای جسمانی و غیره نتوان از آب استفاده کرد. و یا به خاطر تنگی وقت نتوان پس از تحصیل طهارت یک رکعت نماز را در وقت خواند و یا آنکه آب در مکانی باشد که رفتن به آنجا ترس آور باشد.

3.  ترس از بکار بردن آب به خاطر بیماری؛ اگر آب برای شخص مضر باشد خواه باعث شدت بیماری شده یا به خاطر سرما تحمل نتوان کرد، یا ترس از کمبود آب و ایجاد تشنگی و غیره وجود داشته باشد.

•        چگونگی جستجو برای تحصیل آب:

برای جستجوی آب در سرزمینهای ناهموار به اندازه ی پرتاب یک تیر از کمان در هر چهار طرف باید گشت و تفحص کرد. در سرزمینهای هموار به اندازه پرتاب دو تیر در هر چهار سمت به جستجو پرداخت.

تبصره:

•        این جستجو در صورتی واجب است که احتمال یافتن آب وجود داشته باشد.

•        در صورتی که احتمال داده شود در تمامی جهات یا بعضی از جهات آب یافت نمی شود این وجوب به نسبت احتمال ها ساقط می شود.

•        اگر احتمال داده شود که در مسافت بیشتر آب یافت می شود و زمان نیز برای ادای نماز کافی است باید به آنجا برود.

•        اگر تحصیل آب نیاز به پرداخت اجرت دارد، به شرط توان پرداخت باید بپردازد.

•        چیزهایی که می توان بر آن تیمم کرد:

1.  خاک و سنگ؛ زیرا سنگ جزء زمین است و منظور از صعید که در قرآن آمده روی زمین می باشد. همچنین سنگ همان خاک است و هر چیزی که وجه الارض باشد.

تیمم بر بلندی های زمین مستحب است. زیرا در این باره روایت وجود دارد و نیز اینکه بلندیها در معرض نجاست قرار ندارند.

•        چیزهایی که تیمم بر آنها حرام و مکروه است:

•        تیمم بر هر چیز معدنی مانند سنگ و سرمه و آهک و گچ صحیح نیست.

•        تیمم بر زمین شوره زار و شنزار مکروه است.

•        واجبات تیمم:

1.  نیت؛ یعنی قصد استباحه، قصد وجه، قصد قربت.

2.  در تیمم بدل از وضو دست یکبار به زمین زده می شود و از رستنگاه مو تا روی بینی کشیده می شود سپس کف دست چپ روی پشت دست راست کشیده می شود و کف دست راست روی پشت دست چپ.

3.  در تیمم بدل از غسل پس از آنکه یکبار دست به زمین زده شد و صورت مسح گردید، باید دست به زمین زده شود و پشت دست ها کشیده شود.

4.  کسی که جنب شده است باید دوبار تیمم کند، یکبار به آن ترتیبی که گفته شد برای غسل و یکبار هم برای وضوء.

5.  موالات؛ پشت سر هم انجام دادن اعمال.

•        در تیمم مستحب است که پس از هربار زدن کف دست بر زمین آن را بتکاند با ضربه زدن دو کف دست به هم یا تکاندن آنها.

•        حکم پیشی گرفتن در تیمم:

1.  بنا به فتوای فقهای متأخر، در صورت امید به یافتن آب اگر چه احتمال ضعیفی باشد، تأخیر تیمم تا آخر وقت نماز واجب است. در غیر این صورت این تأخیر مستحب است.

تبصره:

حکم ذکر شده در بالا پیرامون تیمم ابتدایی است. اما با تیممی که پیش تر صورت گرفته و هنوز باطل نشده مانند تیممی که در تنگی وقت برای انجام عبادتی گرفته شده می توان در گشایش وقت عمل دیگری را نیز انجام داد.

2.  اگر شخصی توان به کار گیری از آب را پیدا نماید نسبت به طهارتی که می تواند با آب انجام دهد تیممش باطل می شود.

3.  اگر کسی غسلی غیر از غسل جنابت به عهده داشته باشد، در صورتی که امکان وضوء پیدا کند تنها تیمم بدل از وضوء او باطل می شود.

4.  اگر پیش از آغاز نماز آب پیدا شود با امکان استفاده از آب حاصل شود تیمم او باطل است و باید وضوء بگیرد.

5.  اگر پس از انجام عبادت آب پیدا شود عمل او صحیح بوده و نیاز به قضا ندارد.

6.  اگر حین انجام نماز آب پیدا شود، اگرچه پس از تکبیرة الاحرام باشد بنا به قول صحیح تر باید نمازش را به اتمام برساند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 15 مهر1389ساعت 16:16  توسط مهدی محمدیان امیری  | 

•        کتاب الطهارة:

•        طهارت در لغت به معنای نظافت آمده است.

•        طهارت اسم ذات است از فعل ثلاثی مجرد طهر یطهر.

•        طهارت در شرع بنا به ایتکه ما حقایق شرعیه را ثابت بدانیم عبارت است از به کار بردن طهر به شرط آنکه همراه با نیت باشد.

•        طهور صیغه مبالغه برای واژه ی طاهر است. منظور از طاهر در اینجا  شیئی است که به خودی خود پاک بوده و پاک کننده شیء دیگرهم باشد.

•        با آوردن قید (مشرط بالنیة) خواستیم از بین بردن نجاست از لباس و بدن و غیر آن را که نیاز به نیت نداشته و شرط تحقق آن نیز نمی باشد، خارج کنیم.

•        انواع طهارات:

طهارت ها به سه دسته تقسیم می شوند:

1.  وضوء؛

2.  غسل؛

3.  تیمم؛

هر یک از این سه دارای اقسامی هستند که عبارتند از:

•        واجبة؛

•        مندوبة؛

•        مبیحة؛

•        غیر مبیحة؛

•        انواع طهور:

طهور آب و خاک است.

درباره ی انواع طهور خداوند در قرآن به آیاتی اشاره فرمودند که در ذیل به نمونه ای اشاره می شود:

و انزلنا من السماء ماء طهورا (فرقان/ 48)

پیامبر اکرم (ص) نیزدرباره ی طهور فرمودند:

جعلت لی الارض مسجدا و طهورا (این روایت دلیل بر طهور بودن خاک می باشد.)

با توجه به روایت ذکر شده می توان دریافت که می توان برای تیمم از خاک و هر چیزی که وجه الارض باشد استفاده کرد.

•        آب:

آب پاک کننده حدث و خبث (انواع نجاسات و پلیدیها) است.

حدث عبارت از اتفاقی که به واسطه ی بروز آن، برای انجام عبادت باید غسل یا وضوء گرفته شود.

حدث به دو نوع تقسیم می شود:

•        حدث اصغر: عبارت است از اتفاقی که بر اثر آن انسان باید وضوء بگیرد مانند باد معده، ادرار، مدفوع و غیره.

•        حدث اکبر: عبارت است از لافاقی که بر اثر آن انسان باید غسل انجام بدهد. مانند جنابت، حیض، نفاس و غیره.

•        نجاست آب:

بطور مطلق آب به واسطه ی تغییر یکی از اوصاف سه گانه اش یعنی رنگ و مزه و بو به وسیله ی شیء متنجس، نجس می شود. البته این نجاست باید با حواس پنجگانه تشخیص داده شود نه آنکه پوشیده باشد.

آب نجس در صورتی که آن اوصاف تغییر یافته از بین بروند پاک می شود.

این از بین رفتن نجاست ممکن است خود به خود صورت بپذیرد و یا آنکه انسان این کار را انجام دهد.

پاک شدن آب ممکن است به دو واسطه انجام گیرد:

1.  تبدیل شدن آب نجس به آب جاری. به اینصورت که همراه با آب جاری گردد.

2.  آب نجس با آب کر طاهر برخورد نماید.

•        آب کر و قلیل:

در یک تقسیم بندی آب به دو دسته تقسیم می گردد:

1.  آب کر: آب کر آبی است که آنقدر زیاد است که با برخورد با نجاست تغییر پیدا نمی نماید. درباره ی اندازه آن گفته اند:

•        1200 رطل عراقی باشد. (معادل 419/377 کیلوگرم)

•        ارزش پولی آن 130 درهم باشد.

•        مساحت آب جمع شده به مقدار چهل و دو هفت هشتم وجب باشد.

•        بعضی فرمودند که اگر به اندازه ی 27 وجب باشد کافی است.

•        مطابق نظر مشهور علماء آب قلیل کمتر از کر است.

•        این آب به محض بر خورد با نجاست نجس می شود. برای پاک کردن آن هم باید به روش گفته شده در بالا عمل شود.

تبصره:

1.  آب قلیل با برخورد با آب جاری هم سطح و یا بالاتر از آن قرار دارد پاک می شود. حتی اگر کر نباشد.

2.  به اجماع فقهاء با بارش باران بر آن نیز پاک می شود.

•        آب مضاف:

آب مضاف آبی است که نام آب بطور مطلق بر آن صدق نمی کند. ولی ما در محاورات خود به تسامح به آن آب می گوییم.

آب مضاف بنا به اصل و ذاتا پاک می باشد. اما به قول درست تر پام کننده ی چیزی نیست. (خواه حدث باشد یا خبث از روی اختیار باشد یا اضطرار)

به اجماع فقهاء آب مضاف له هر مقدار که باشد با ملاقات با نجاست نجس می شود و پاک شدن آن زمانی است که به آب مطلق تبدیل شود. البته به شرط آنکه آن آب، آب کثیر مطلق باشد.

•        حکم نیم خورده:

حکم طهارت یا نجاست و یا کراهت نیم خورده تابع حیوانی است که با آن برخورد داشته است.

•        نیم خورده ی حیوان نجاست خواری که تنها از مدفوع انسان تغذیه می کند له گونه ای که باعث روئیدن گوشت و سخت شدن استخوان آن شده است.

•        مردار خوار در صورتی که محل ملاقات، به نجاست آلوده نباشد.

•        نیم خورده ی زن حائضی که به بی مبالاتی در پرهیز از نجاست متهم است.

•        نیم خورده ی استر، الاغ و نین خورده ی موش و مار و تمامی حیوانات حرام گوشت به جز گربه.

•        نیم خورده طفل متولد از زنا قبل از آنکه بالغ شود یا پس از بالغ شدن و اظهار اسلام ،

همگی اینها مکروه هستند.

•        اقسام نجاستها:

1.  ادار حیوان حرام گوشتی که دارای خون جهنده است.

2.  مدفوع حیوان حرام گوشتی که دارای خون جهنده است.

3.  خون حیوانی که خون جهنده دارد، خواه انسان باشد یا حیوان، حیوان خشکی باشد یا دریایی گرچه حلال گوشت باشد.

4.  منی حیوانی که خون جهنده دارد، خواه انسان باشد یا حیوان، حیوان خشکی باشد یا دریایی گرچه حلال گوشت باشد.

5.  مردار حیوانی که خون جهنده دارد. حتی اگر حلال گوشت باشد.

6.  سگ خشکی و اجزاء بدن آن، هر چند روح در آن دمیده نشده باشد و نیز حیوان متولد شد از آن گرچه به اسم او نامیده نشود.

7.  خوک خشکی و اجزاء بدن آن، هر چند روح در آن دمیده نشده باشد و نیز حیوان متولد شد از آن گرچه به اسم او نامیده نشود.

8.  کافر، ملاک کفر انکار خدا، رسالت پیامبران و ضروریات دین.

9.  آنچه بر حسب طبیعت مایع و مست کننده باشد.

10.                    آب جو.

11.                    آب انگوری که جوش آمده و هنوز دو سوم آن تبخیر نشده باشد.

تبصره:

اگر هر یک از نجاسات زیر به بدن و لباس نمازگزار یا به مصحف شریف یا به ضریح بارگاه امامن و امازادگان اصابت کند واجب است پاک گردد.

•        نجاست بخشیده شده:

1)  خون زخم و دمل به شرط جریان آن دائمی و یا به اندازه طول قرائت نماز طول بکشد.

2)  خونی که وسعت آن از درهم بغلی کمتر بوده و از نوع خون های سگانه (حیض، نفاس و استحاضه) نباشد.

3)  اگر جامه ای به گونه ای خون آلود شود که دو طرف آن آغشته گشته (اگر پارچه یک لایه باشد) یک خون به حساب می آیند و اگر نه دو خون محسوب می شوند.

4)  جامه ی زنی که پرستار بچه است.

5)  جامه ای که به دلیل نپوشاندن عورتین مرد به تنهایی برای نماز او کافی نباشد.

•        چگونگی پاک کردن لباس متنجس:

1)  لباس باید دو بار شسته شود و بین دوبار شستن فشرده شود. بنا به نظر شهید اول خواه لباس به وسیله ادار متنجس شده باشد یا غیر آن تفاوتی نمی کند. اما شهید ثانی با این عقیده مخالف است و می گوید: در شیء متنجس به وسیله ی ادار دوبار شستن بهتر است اما در غیر آن یکبار شستن کفایت میکند.

2)  اگر لباس متنجس در آب کثیر و جاری شسته شود بر اثر کثرت آب جاری عمل مندرج در شماره 1 منتفی است و همینکه لباس در آب قرار داده شود و نجاست از آن زایل گردد کافی است.

3)  اگر بدن و ظرف و هر آنچه که غساله از آن به راحتی جدا می شود، نجس شود، دوبار آب ریختن کفایت می کند. به این صورت که آب به اندازه کافی ریخته می شود تا به نجاست رسیده و آن را برطرف سازد سپس دور ریخته شده و مجدد آب پاک ریخته می شود و دور ریخاه می شود ب این ترتیب پاکی برای این گونه اشیاء حاصل می گردد.

4)  اگر سگی ظرفی را دهان زده باشد باید پیش از دو بار شستن ظرف با آب آن را با خاک پاک خاک مال نمود که این کار اگر 7 بار تکرار شود بهتر است. انجام این کار برای ظرف دهان زده شده توسط موش و خوک نیز نیکوست.

5)  در مورد سایر نجاست نیز مستحب است سه بار آب کشبده شوند.

•        حکم غساله:

عبارت است از آبی که از محل شسته شدن خود به خود یا با فشردن خارج می گردد و حکم همان محل را قبل از خروج غساله دارد.

•        اگر غساله مربوط به شستن بار اول باشد باید محل برخورد غساله را تا رسیدن به مقدار متعارف پاکی که گفته شد، شست.

•        اگر غساله بار دوم بود، از تعداد لازم یک بارکم می شود.

•        آبی که برای تطهیز مخرج بول و غایط به کار می رود از این حکم جداست و غساله آن مدام که به سبب نجاست تغییر پیدا نکرده و یا به نجاستی دیگر غیر از این دو آلوده نگردد، پاک است.

•        پاک کننده ها:

1)  آب مطلق.

2)  زمین، پاک کننده ته کفش و کف پا است. به شرطی که عیت نجاست از بین برود و اگر نجاست فاقد جرم و رطوبت باشد همین که با زمین تماس پیدا کند کافی است. میان زمین خشک و مرطوب در پاک کردن تفاوتی نیست.

3)  خاک در مورد ظرفی که سگ از آن نوشیده.

4)  خاک پاک غیر لزج و غیر صیقلی مخرج انسان را از مدفوع که بیشتر از مقدار معمول اطراف آن را آلوده نکرده پاک می کند.

5)  تابش نور خورشید به اشیاء منقول و غیر منقول در صورتی که خشک شوند پاک کننده می باشد. لازم به ذکر است که حرارت هوا برای پاک ساختن کافی نیست.

6)  آتش آن چه را به خاکستر و دود تبدیل نماید پاک می کند.

7)  کاستن آب چاه با کشیدن مقدار معینی از آب آن.

8)  تبخیر دو سوم آب انگور که بنابر نجاست آن، سبب پاک شدن یک سوم باقی مانده و نیز ادوات همراه آن می شود.

9)  استحاله یعنی تبدیل شدن مردار و مدفوع به خاک یا کرم.

10)                   دگرگون شدن شراب به سرکه و نیز سرکه آب انگور بعد از جوشیدن و سفت شدن آن.

11)                   اسلام که جسم و متعلقات آن را مانند ناخن و مو را در انسان کافر پاک می کند.

12)                   از بین رفتن عین نجاست در باطن چشم و بینی، دهان و هر عضوی با از میان رفتن عین نجاست پاک می شود. اما آن چه از آنها خارج می شود با از بین رفتن عین نجاست از آنها پاک نمی شوند. رطوبت های داخل بدن انسان مثل بزاق و اشک حکم باطن اعضاء را دارد و پاک می باشد و باقی مانده غذا و مانند آن که دردهان می ماند با دو بار مضمضه کردن پاک می شود.

•        طهارت از حدث:

طهارت توسط وضوء، غسل و تیمم حاصل می آید. (البته درباره ی تیمم در صورتی که بدل از غسل با وضوء باشد طهارت از حدث می باشد.)

•        معنای وضوء:

وضوء: اسم مصدر از (توضوء) به معنای وضو گرفتن است.

وَضوء: آبی است که با آن وضوء میگیرند.

ریشه ی این دو کلمه وضاءة به معنای پاکیزگی و پاک شدن از تیرگی گناهان است.

•        اسباب وضوء:

در صورتی که یکی از حدث های زیر در انسان پدید آید، برای نماز باید وضوء گرفت.

1)  ادرار.

2)  مدفوع.

3)  بادی که از مخرج بیرون می آید.

4)  خوابی که بر گوش و چشم بلکه مطلق حواس غلبه کند.

5)  چیزی مانند دیوانگی، مستی و بی هوشی که عقل را ببرد.

6)  استحاضه.

•        واجبات وضوء:

1)  نیت به قصد انجام وضوء همزمان با شستن صورت، توأم با قصد و اراده ی وجوب یا استحباب و نیز قصد تقرب به پروردگار متعال و همچنین با قصد استباحه یا هر قصد دیگری مثل رفع حدث، مبیحة لدخول علی المسجد یا مبیحة لقراءة القرآن و غیره باشد.

2)  جاری شدن آب برروی صورت به مقداری که عرض آن، فاصله میان انگشت شصت و انگشت وسط و طول آن به اندازه ی فاصله رستنگاه مو تا انتهای چانه است و کسی که موی کم پشت دارد باید آب را به لا به لای موها برساند.

3)  شستن دست راست از آرنج تا سرانگشتان و سپس شستن دست چپ به همبن شکل.

4)  مسح جلوی سر، آن گونه که مسح نامیده شود. هر چند با قسمتی از یک انگشت باشد که آن را بر روی موضع می کشد تا صدق مسح نماید.

5)  مسح پوست روی پای راست از سر انگشتان تا بر آمدگی روی هر پا و به همین ترتیب مسح روی پای چپ به طوری که از جهت پهنا مسح نامیده شود. مسح سر و پا با باقیمانده رطوبت آب وضوء که روی اعضاء موجود است صورت گیرد.

تبصره: از آنجا که شهید اول مسح را مطلق آورد و قیدی برای ترتیب برای آن ذکر نکرد لذا می توان بر خلاف ترتیب شستن صورت و دستها له عکس متعارف مسح نمود.

6)  رعایت ترتیب میان شستن اعضاء که ابتداء صورت سپس دست راست بعد دست چپ بعد مسح سر سپس مسح پای راست و در انتهی مسح پای چپ. این ترتیب لازم الاجراء است و در صورت عدم رعایت باید از هر کجا که ترتیب را رعایت نکرد برگردد و با رعایت ترتیب کار را ادامه دهد.

7)  بنا به قول مشهور اعمال وضوء باید پی در پی انجام شود. به طوری که هنگام پرداختن به عضوی، عضو قبلی خشک نشده باشد. در این جا خشک شدن حسی ملاک است نه فرضی.

•        مستحبات وضوء:

1)  مسواک زدن که از مستحبات مؤکد است. در مواردی مانند وضوء، نماز، خواندن قرآن و زرد شدن داندانها.

2)  نام خدا بر زبان آوردن با (بسم الله و بالله) و مستحب است که به دنبال آن گفته شود (اللهم اجعلنی من التوابین و اجعلنی من المتطهرین)

3)  دوبار شستن دستها پیش از فروبردن دستها در ظرف آب وضوء. این کار بنا به نظر مشهور پس از خوابیدن و خروج ادرار و مدفوع از مچ دست تا انگشتان مستحب است.

4)  سه بار مضمضه کردن آب در دهان.

5)  سه بار استنشاق نمودن یعنی آب را داخل بینی بردن.

6)  دوبار شستن صورت و دست ها پس از یکبار شستن آنها.

7)  خواندن ادعیه وارده هنگام انجام هر یک از اعمال واجب و مستحب وضوء.

8)  در شستن دو دست مردان ابتداء پشت دست و سپس در نوبت دوم جلوی دست را می شویند و زنان بر عکس مردان عمل می کنند. زیرا مستحب است در زنان که ابتداء از رو و سپس از پشت دست را بشویند.

•        شک در وضوء:

1)  اگر کسی در بین وضوء شک کند باید آن را از سربگیرد. منظور این است که اگر شک در نیت وضوء باشد چنین کند. زیرا به عمل بدون نیت اعتناء نمی شود.

2)  اگر کسی در بین وضوء یا انتهای وضوء شک کند که وضوء گرفته یا نه نباید به آن اعتناء کند چون معمولا چنین شکی پدید نمی آید.

3)  اگر کسی در حال وضوء و پیش از پایان آن در یکی از اعمال وضوء شک کند که انجام داده یا نه باید آن مقدار مشکوک را انجام دهد. مگر در صورت خشک شدن اعضای قبل از آن عضو که در این صورت به علت از بین رفتن موالات باید دوباره وضوء گرفت.

4)  اگر در برخی کارهای وضوء پس از گذشتن و فارغ شدناز آن شک کند نباید به آن توجه نماید.

5)  اگر کسی با علم به حدث در تحصیل طهارت شک کند بدون وضوء فرض می شود، زیرا اصل عدم طهارت است.

6)  اگر کسی با علم به طهارت در سر زدن حدث از خود شک کند باید به یقین سابق تمسک کرده و دارای وضوء فرض شود.

7)  کسی که می داند حدث و وضوء از او صادر شده است و در هر دو شک کند به این معنی که نمی داند کدام یک زودتر بوده، بدون وضوء محسوب می شود. علم یا شک قبلی مکلف به طهارت یا حدث تأثیری در این حکم ندارد.

•        اسباب غسل:

1.  جنابت.

2.  حیض.

3.  استحاضه. به شرط آنکه خون از پنبه نفوذ کند چه از آن جاری شود یا نشود. زیرا در هر حال نفوذ خون در پنبه غسل را واجب می کند.

4.  نفاس.

5.  تماس بدن با انسان مرده ای که نجس است.

تبصره (1): افراد زیر از حکم شماره 5 خارج است:

•        پیکر شهید.

•        پیکر امام معصوم (ع).

•        میتی که به طورصحیح  غسل داده شده باشد.

تبصره (2): اگر میت پیش از مرگ غسل کرده باشد و پس از آن به قتل برسد باز نیاز به غسل دارد.

6)  مرگ. کسی که مسلمان باشد یا در حکم مسلمان.

•        اسباب جنابت:

1)  انزال منی در خواب یا بیداری.

2)  فرو رفتن آلت رجولیت به اندازه ی ختنگاه یا در حکم ختنگاه در جلو یا عقب انسان و غیر انسان زنده باشد یا مرده، فاعل باشد یا مفعول خواه انزال صورت بگیرد یا نگیرد.

•        آنچه بر جنب حرام است:

1)  خواندن سوره ی دارای سجده ی واجب قرآن. حتی بخشی از آنها، خواه بسم الله باشد یا غیر آن.

2)  درنگ کردن در هر یک از مساجد.

3)  عبور کردن از مسجد الحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه.

4)  گذاشتن چیزی در مساجد.

5)  تماس با خط قرآن که شامل حروف و کلمات و مجلد ها می شود.

6)  تماس با نام های خداوند متعال و نام پیامبر (ص) و یا یکی از امامان (ع).

•        آنچه بر جنب مکروه است:

1)  خوردن و نوشیدن، مگر آنکه مضمضه یا استنشاق کند.

2)  خوابیدن مگر با وضوء که اشکال ندارد.

3)  خضاب کردن مگر با وضوء که اشکال ندارد.

4)  خواندن بیش از هفت آیه از قرآن.

5)  عبور از مساجد غیر از مسجد الحرام و مسجد النبی.

•        ارکان غسل:

1)  نیت، هنگام شروع به غسل خواه ترتیبی باشد یا ارتماسی، هنگام شستن اولین جزء و فرو رفتن در آب.

2)  شستن سر و گردن، این دو یک عضو محسوب می شوند و فرقی نمی کند اول گردن شسته شود یا اول سر.

3)  شستن سمت راست و سپس شستن سمت چپ بدن. برای آنکه اطمینان به شستن اعضاء میانی بدن مانند محل تلاقی طرفین و آلت باید آنها را هم هنگام شستن سمت راست شست و هم سمت چپ.

4)  کنار زدن مانع رسیدن آب به پوست به گونه ای که آب از میان آن عبور کرده و به پوست برسد.

•        مستحبات غسل:

1)  بر کسی که منی از او خارج شده نه هر جنبی، استبراء به وسیله ی ادرار کردن مستحب است؛ تا باقی مانده ی منی از او دفع گردد و بعد برای ادرار استبراء کند.

2)  مضمضه کردن و استنشاق آب پس از سه بار شستن دست ها.

3)  پشت سر هم به جا آوردن اعمال غسل.

4)  زنان گیسوان به هم بافته ی خود را باز کنند.

5)  هر یک از اعضاء سه گانه ی غسل را سه بار غسل دهند.

6)  انجام غسل با یک صاع آب (حدود سه کیلوگرم آب) نه بیشتر.

توضیح:

در رابطه با مورد 6 روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل است که فرمود: وضوء با یک مد (10 سیر) و غسل با یک صاع آب انجام می پذیرد. پس از من گروههایی می آیند که این مقدایر را اندک می شمارند، همانا ایشان بر خلاف روش من رفتار می کنند و تنها کسی که همچنان بر سنت من رفتار کند در بهشت با من است.

•        حکم رطوبت بعد از غسل:

1)  اگر کسی با انزال جنب شده باشد، پس از انجام استبراء به دو روش، رطوبتی که نمی داند چیست بیابد، نباید به آن توجه کند.

2)  اگر کسی با انزال جنب شود و استبراء نکند، باید دوباره غسل کند.

3)  اگر پس از استبراء با بول، استبرای معروف را انجام ندهد با مشاهده ی رطوبت تنها وضوء می گیرد.

4)  اگر با امکان استبراء با ادرار تنها استبراء معروف را پس از انزال انجام دهد، تأثیری نداشته و باید غسل کند.

5)  نمازی که قبل از خذوج رطوبت مزبور خوانده شده صحیح است. زیرا جنابت سابق با غسل برطرف شده بود و رطوبتی که اکنون خارج شده حدثی جدید است.

•        تتمه:

1.  رعایت ترتیب بین اعضای سه گانه در غسل ترتیبی که عبارت از شستن بدن است به گونه ای که عرفا یک دفعه حساب شود ساقط می شود. در غسل ارتماسی باید بدن به یکباره در آب فرو رود تا عنوان غسل برای آن لحاظشود در غیر این صورت آن غسل صحیح نمی باشد.

2.  قوب قوی آن است که غسل جنابت با سرزدن حدث اصغر میان آن از دوباره انجام می شود.

تبصره: درباره آن حدث اقوالی وجود دارد:

الف) آن حدث اثری ندارد.

ب) حدث مزبور تنها موجب وضوء می شود.

ج) در غسل هایی غیر از غسل جنابت حدث اصغر اثری در صحت یا فساد آنها ندارد. و برای نماز باید وضوء گرفت.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 15 مهر1389ساعت 16:14  توسط مهدی محمدیان امیری  | 
 
  بالا