http://cld.persiangig.com/dl/FflBY/E1GSqS7aCG/koozegar-ghaleb.txt فقه و حقوق اسلامی - کتاب طهارت و صلات (یک)
 
فقه و حقوق اسلامی
 
 
ارائه اطلاعات پیرامون فقه و حقوق اسلامی برای علاقمندان به این علم
 

•        کتاب الطهارة:

•        طهارت در لغت به معنای نظافت آمده است.

•        طهارت اسم ذات است از فعل ثلاثی مجرد طهر یطهر.

•        طهارت در شرع بنا به ایتکه ما حقایق شرعیه را ثابت بدانیم عبارت است از به کار بردن طهر به شرط آنکه همراه با نیت باشد.

•        طهور صیغه مبالغه برای واژه ی طاهر است. منظور از طاهر در اینجا  شیئی است که به خودی خود پاک بوده و پاک کننده شیء دیگرهم باشد.

•        با آوردن قید (مشرط بالنیة) خواستیم از بین بردن نجاست از لباس و بدن و غیر آن را که نیاز به نیت نداشته و شرط تحقق آن نیز نمی باشد، خارج کنیم.

•        انواع طهارات:

طهارت ها به سه دسته تقسیم می شوند:

1.  وضوء؛

2.  غسل؛

3.  تیمم؛

هر یک از این سه دارای اقسامی هستند که عبارتند از:

•        واجبة؛

•        مندوبة؛

•        مبیحة؛

•        غیر مبیحة؛

•        انواع طهور:

طهور آب و خاک است.

درباره ی انواع طهور خداوند در قرآن به آیاتی اشاره فرمودند که در ذیل به نمونه ای اشاره می شود:

و انزلنا من السماء ماء طهورا (فرقان/ 48)

پیامبر اکرم (ص) نیزدرباره ی طهور فرمودند:

جعلت لی الارض مسجدا و طهورا (این روایت دلیل بر طهور بودن خاک می باشد.)

با توجه به روایت ذکر شده می توان دریافت که می توان برای تیمم از خاک و هر چیزی که وجه الارض باشد استفاده کرد.

•        آب:

آب پاک کننده حدث و خبث (انواع نجاسات و پلیدیها) است.

حدث عبارت از اتفاقی که به واسطه ی بروز آن، برای انجام عبادت باید غسل یا وضوء گرفته شود.

حدث به دو نوع تقسیم می شود:

•        حدث اصغر: عبارت است از اتفاقی که بر اثر آن انسان باید وضوء بگیرد مانند باد معده، ادرار، مدفوع و غیره.

•        حدث اکبر: عبارت است از لافاقی که بر اثر آن انسان باید غسل انجام بدهد. مانند جنابت، حیض، نفاس و غیره.

•        نجاست آب:

بطور مطلق آب به واسطه ی تغییر یکی از اوصاف سه گانه اش یعنی رنگ و مزه و بو به وسیله ی شیء متنجس، نجس می شود. البته این نجاست باید با حواس پنجگانه تشخیص داده شود نه آنکه پوشیده باشد.

آب نجس در صورتی که آن اوصاف تغییر یافته از بین بروند پاک می شود.

این از بین رفتن نجاست ممکن است خود به خود صورت بپذیرد و یا آنکه انسان این کار را انجام دهد.

پاک شدن آب ممکن است به دو واسطه انجام گیرد:

1.  تبدیل شدن آب نجس به آب جاری. به اینصورت که همراه با آب جاری گردد.

2.  آب نجس با آب کر طاهر برخورد نماید.

•        آب کر و قلیل:

در یک تقسیم بندی آب به دو دسته تقسیم می گردد:

1.  آب کر: آب کر آبی است که آنقدر زیاد است که با برخورد با نجاست تغییر پیدا نمی نماید. درباره ی اندازه آن گفته اند:

•        1200 رطل عراقی باشد. (معادل 419/377 کیلوگرم)

•        ارزش پولی آن 130 درهم باشد.

•        مساحت آب جمع شده به مقدار چهل و دو هفت هشتم وجب باشد.

•        بعضی فرمودند که اگر به اندازه ی 27 وجب باشد کافی است.

•        مطابق نظر مشهور علماء آب قلیل کمتر از کر است.

•        این آب به محض بر خورد با نجاست نجس می شود. برای پاک کردن آن هم باید به روش گفته شده در بالا عمل شود.

تبصره:

1.  آب قلیل با برخورد با آب جاری هم سطح و یا بالاتر از آن قرار دارد پاک می شود. حتی اگر کر نباشد.

2.  به اجماع فقهاء با بارش باران بر آن نیز پاک می شود.

•        آب مضاف:

آب مضاف آبی است که نام آب بطور مطلق بر آن صدق نمی کند. ولی ما در محاورات خود به تسامح به آن آب می گوییم.

آب مضاف بنا به اصل و ذاتا پاک می باشد. اما به قول درست تر پام کننده ی چیزی نیست. (خواه حدث باشد یا خبث از روی اختیار باشد یا اضطرار)

به اجماع فقهاء آب مضاف له هر مقدار که باشد با ملاقات با نجاست نجس می شود و پاک شدن آن زمانی است که به آب مطلق تبدیل شود. البته به شرط آنکه آن آب، آب کثیر مطلق باشد.

•        حکم نیم خورده:

حکم طهارت یا نجاست و یا کراهت نیم خورده تابع حیوانی است که با آن برخورد داشته است.

•        نیم خورده ی حیوان نجاست خواری که تنها از مدفوع انسان تغذیه می کند له گونه ای که باعث روئیدن گوشت و سخت شدن استخوان آن شده است.

•        مردار خوار در صورتی که محل ملاقات، به نجاست آلوده نباشد.

•        نیم خورده ی زن حائضی که به بی مبالاتی در پرهیز از نجاست متهم است.

•        نیم خورده ی استر، الاغ و نین خورده ی موش و مار و تمامی حیوانات حرام گوشت به جز گربه.

•        نیم خورده طفل متولد از زنا قبل از آنکه بالغ شود یا پس از بالغ شدن و اظهار اسلام ،

همگی اینها مکروه هستند.

•        اقسام نجاستها:

1.  ادار حیوان حرام گوشتی که دارای خون جهنده است.

2.  مدفوع حیوان حرام گوشتی که دارای خون جهنده است.

3.  خون حیوانی که خون جهنده دارد، خواه انسان باشد یا حیوان، حیوان خشکی باشد یا دریایی گرچه حلال گوشت باشد.

4.  منی حیوانی که خون جهنده دارد، خواه انسان باشد یا حیوان، حیوان خشکی باشد یا دریایی گرچه حلال گوشت باشد.

5.  مردار حیوانی که خون جهنده دارد. حتی اگر حلال گوشت باشد.

6.  سگ خشکی و اجزاء بدن آن، هر چند روح در آن دمیده نشده باشد و نیز حیوان متولد شد از آن گرچه به اسم او نامیده نشود.

7.  خوک خشکی و اجزاء بدن آن، هر چند روح در آن دمیده نشده باشد و نیز حیوان متولد شد از آن گرچه به اسم او نامیده نشود.

8.  کافر، ملاک کفر انکار خدا، رسالت پیامبران و ضروریات دین.

9.  آنچه بر حسب طبیعت مایع و مست کننده باشد.

10.                    آب جو.

11.                    آب انگوری که جوش آمده و هنوز دو سوم آن تبخیر نشده باشد.

تبصره:

اگر هر یک از نجاسات زیر به بدن و لباس نمازگزار یا به مصحف شریف یا به ضریح بارگاه امامن و امازادگان اصابت کند واجب است پاک گردد.

•        نجاست بخشیده شده:

1)  خون زخم و دمل به شرط جریان آن دائمی و یا به اندازه طول قرائت نماز طول بکشد.

2)  خونی که وسعت آن از درهم بغلی کمتر بوده و از نوع خون های سگانه (حیض، نفاس و استحاضه) نباشد.

3)  اگر جامه ای به گونه ای خون آلود شود که دو طرف آن آغشته گشته (اگر پارچه یک لایه باشد) یک خون به حساب می آیند و اگر نه دو خون محسوب می شوند.

4)  جامه ی زنی که پرستار بچه است.

5)  جامه ای که به دلیل نپوشاندن عورتین مرد به تنهایی برای نماز او کافی نباشد.

•        چگونگی پاک کردن لباس متنجس:

1)  لباس باید دو بار شسته شود و بین دوبار شستن فشرده شود. بنا به نظر شهید اول خواه لباس به وسیله ادار متنجس شده باشد یا غیر آن تفاوتی نمی کند. اما شهید ثانی با این عقیده مخالف است و می گوید: در شیء متنجس به وسیله ی ادار دوبار شستن بهتر است اما در غیر آن یکبار شستن کفایت میکند.

2)  اگر لباس متنجس در آب کثیر و جاری شسته شود بر اثر کثرت آب جاری عمل مندرج در شماره 1 منتفی است و همینکه لباس در آب قرار داده شود و نجاست از آن زایل گردد کافی است.

3)  اگر بدن و ظرف و هر آنچه که غساله از آن به راحتی جدا می شود، نجس شود، دوبار آب ریختن کفایت می کند. به این صورت که آب به اندازه کافی ریخته می شود تا به نجاست رسیده و آن را برطرف سازد سپس دور ریخته شده و مجدد آب پاک ریخته می شود و دور ریخاه می شود ب این ترتیب پاکی برای این گونه اشیاء حاصل می گردد.

4)  اگر سگی ظرفی را دهان زده باشد باید پیش از دو بار شستن ظرف با آب آن را با خاک پاک خاک مال نمود که این کار اگر 7 بار تکرار شود بهتر است. انجام این کار برای ظرف دهان زده شده توسط موش و خوک نیز نیکوست.

5)  در مورد سایر نجاست نیز مستحب است سه بار آب کشبده شوند.

•        حکم غساله:

عبارت است از آبی که از محل شسته شدن خود به خود یا با فشردن خارج می گردد و حکم همان محل را قبل از خروج غساله دارد.

•        اگر غساله مربوط به شستن بار اول باشد باید محل برخورد غساله را تا رسیدن به مقدار متعارف پاکی که گفته شد، شست.

•        اگر غساله بار دوم بود، از تعداد لازم یک بارکم می شود.

•        آبی که برای تطهیز مخرج بول و غایط به کار می رود از این حکم جداست و غساله آن مدام که به سبب نجاست تغییر پیدا نکرده و یا به نجاستی دیگر غیر از این دو آلوده نگردد، پاک است.

•        پاک کننده ها:

1)  آب مطلق.

2)  زمین، پاک کننده ته کفش و کف پا است. به شرطی که عیت نجاست از بین برود و اگر نجاست فاقد جرم و رطوبت باشد همین که با زمین تماس پیدا کند کافی است. میان زمین خشک و مرطوب در پاک کردن تفاوتی نیست.

3)  خاک در مورد ظرفی که سگ از آن نوشیده.

4)  خاک پاک غیر لزج و غیر صیقلی مخرج انسان را از مدفوع که بیشتر از مقدار معمول اطراف آن را آلوده نکرده پاک می کند.

5)  تابش نور خورشید به اشیاء منقول و غیر منقول در صورتی که خشک شوند پاک کننده می باشد. لازم به ذکر است که حرارت هوا برای پاک ساختن کافی نیست.

6)  آتش آن چه را به خاکستر و دود تبدیل نماید پاک می کند.

7)  کاستن آب چاه با کشیدن مقدار معینی از آب آن.

8)  تبخیر دو سوم آب انگور که بنابر نجاست آن، سبب پاک شدن یک سوم باقی مانده و نیز ادوات همراه آن می شود.

9)  استحاله یعنی تبدیل شدن مردار و مدفوع به خاک یا کرم.

10)                   دگرگون شدن شراب به سرکه و نیز سرکه آب انگور بعد از جوشیدن و سفت شدن آن.

11)                   اسلام که جسم و متعلقات آن را مانند ناخن و مو را در انسان کافر پاک می کند.

12)                   از بین رفتن عین نجاست در باطن چشم و بینی، دهان و هر عضوی با از میان رفتن عین نجاست پاک می شود. اما آن چه از آنها خارج می شود با از بین رفتن عین نجاست از آنها پاک نمی شوند. رطوبت های داخل بدن انسان مثل بزاق و اشک حکم باطن اعضاء را دارد و پاک می باشد و باقی مانده غذا و مانند آن که دردهان می ماند با دو بار مضمضه کردن پاک می شود.

•        طهارت از حدث:

طهارت توسط وضوء، غسل و تیمم حاصل می آید. (البته درباره ی تیمم در صورتی که بدل از غسل با وضوء باشد طهارت از حدث می باشد.)

•        معنای وضوء:

وضوء: اسم مصدر از (توضوء) به معنای وضو گرفتن است.

وَضوء: آبی است که با آن وضوء میگیرند.

ریشه ی این دو کلمه وضاءة به معنای پاکیزگی و پاک شدن از تیرگی گناهان است.

•        اسباب وضوء:

در صورتی که یکی از حدث های زیر در انسان پدید آید، برای نماز باید وضوء گرفت.

1)  ادرار.

2)  مدفوع.

3)  بادی که از مخرج بیرون می آید.

4)  خوابی که بر گوش و چشم بلکه مطلق حواس غلبه کند.

5)  چیزی مانند دیوانگی، مستی و بی هوشی که عقل را ببرد.

6)  استحاضه.

•        واجبات وضوء:

1)  نیت به قصد انجام وضوء همزمان با شستن صورت، توأم با قصد و اراده ی وجوب یا استحباب و نیز قصد تقرب به پروردگار متعال و همچنین با قصد استباحه یا هر قصد دیگری مثل رفع حدث، مبیحة لدخول علی المسجد یا مبیحة لقراءة القرآن و غیره باشد.

2)  جاری شدن آب برروی صورت به مقداری که عرض آن، فاصله میان انگشت شصت و انگشت وسط و طول آن به اندازه ی فاصله رستنگاه مو تا انتهای چانه است و کسی که موی کم پشت دارد باید آب را به لا به لای موها برساند.

3)  شستن دست راست از آرنج تا سرانگشتان و سپس شستن دست چپ به همبن شکل.

4)  مسح جلوی سر، آن گونه که مسح نامیده شود. هر چند با قسمتی از یک انگشت باشد که آن را بر روی موضع می کشد تا صدق مسح نماید.

5)  مسح پوست روی پای راست از سر انگشتان تا بر آمدگی روی هر پا و به همین ترتیب مسح روی پای چپ به طوری که از جهت پهنا مسح نامیده شود. مسح سر و پا با باقیمانده رطوبت آب وضوء که روی اعضاء موجود است صورت گیرد.

تبصره: از آنجا که شهید اول مسح را مطلق آورد و قیدی برای ترتیب برای آن ذکر نکرد لذا می توان بر خلاف ترتیب شستن صورت و دستها له عکس متعارف مسح نمود.

6)  رعایت ترتیب میان شستن اعضاء که ابتداء صورت سپس دست راست بعد دست چپ بعد مسح سر سپس مسح پای راست و در انتهی مسح پای چپ. این ترتیب لازم الاجراء است و در صورت عدم رعایت باید از هر کجا که ترتیب را رعایت نکرد برگردد و با رعایت ترتیب کار را ادامه دهد.

7)  بنا به قول مشهور اعمال وضوء باید پی در پی انجام شود. به طوری که هنگام پرداختن به عضوی، عضو قبلی خشک نشده باشد. در این جا خشک شدن حسی ملاک است نه فرضی.

•        مستحبات وضوء:

1)  مسواک زدن که از مستحبات مؤکد است. در مواردی مانند وضوء، نماز، خواندن قرآن و زرد شدن داندانها.

2)  نام خدا بر زبان آوردن با (بسم الله و بالله) و مستحب است که به دنبال آن گفته شود (اللهم اجعلنی من التوابین و اجعلنی من المتطهرین)

3)  دوبار شستن دستها پیش از فروبردن دستها در ظرف آب وضوء. این کار بنا به نظر مشهور پس از خوابیدن و خروج ادرار و مدفوع از مچ دست تا انگشتان مستحب است.

4)  سه بار مضمضه کردن آب در دهان.

5)  سه بار استنشاق نمودن یعنی آب را داخل بینی بردن.

6)  دوبار شستن صورت و دست ها پس از یکبار شستن آنها.

7)  خواندن ادعیه وارده هنگام انجام هر یک از اعمال واجب و مستحب وضوء.

8)  در شستن دو دست مردان ابتداء پشت دست و سپس در نوبت دوم جلوی دست را می شویند و زنان بر عکس مردان عمل می کنند. زیرا مستحب است در زنان که ابتداء از رو و سپس از پشت دست را بشویند.

•        شک در وضوء:

1)  اگر کسی در بین وضوء شک کند باید آن را از سربگیرد. منظور این است که اگر شک در نیت وضوء باشد چنین کند. زیرا به عمل بدون نیت اعتناء نمی شود.

2)  اگر کسی در بین وضوء یا انتهای وضوء شک کند که وضوء گرفته یا نه نباید به آن اعتناء کند چون معمولا چنین شکی پدید نمی آید.

3)  اگر کسی در حال وضوء و پیش از پایان آن در یکی از اعمال وضوء شک کند که انجام داده یا نه باید آن مقدار مشکوک را انجام دهد. مگر در صورت خشک شدن اعضای قبل از آن عضو که در این صورت به علت از بین رفتن موالات باید دوباره وضوء گرفت.

4)  اگر در برخی کارهای وضوء پس از گذشتن و فارغ شدناز آن شک کند نباید به آن توجه نماید.

5)  اگر کسی با علم به حدث در تحصیل طهارت شک کند بدون وضوء فرض می شود، زیرا اصل عدم طهارت است.

6)  اگر کسی با علم به طهارت در سر زدن حدث از خود شک کند باید به یقین سابق تمسک کرده و دارای وضوء فرض شود.

7)  کسی که می داند حدث و وضوء از او صادر شده است و در هر دو شک کند به این معنی که نمی داند کدام یک زودتر بوده، بدون وضوء محسوب می شود. علم یا شک قبلی مکلف به طهارت یا حدث تأثیری در این حکم ندارد.

•        اسباب غسل:

1.  جنابت.

2.  حیض.

3.  استحاضه. به شرط آنکه خون از پنبه نفوذ کند چه از آن جاری شود یا نشود. زیرا در هر حال نفوذ خون در پنبه غسل را واجب می کند.

4.  نفاس.

5.  تماس بدن با انسان مرده ای که نجس است.

تبصره (1): افراد زیر از حکم شماره 5 خارج است:

•        پیکر شهید.

•        پیکر امام معصوم (ع).

•        میتی که به طورصحیح  غسل داده شده باشد.

تبصره (2): اگر میت پیش از مرگ غسل کرده باشد و پس از آن به قتل برسد باز نیاز به غسل دارد.

6)  مرگ. کسی که مسلمان باشد یا در حکم مسلمان.

•        اسباب جنابت:

1)  انزال منی در خواب یا بیداری.

2)  فرو رفتن آلت رجولیت به اندازه ی ختنگاه یا در حکم ختنگاه در جلو یا عقب انسان و غیر انسان زنده باشد یا مرده، فاعل باشد یا مفعول خواه انزال صورت بگیرد یا نگیرد.

•        آنچه بر جنب حرام است:

1)  خواندن سوره ی دارای سجده ی واجب قرآن. حتی بخشی از آنها، خواه بسم الله باشد یا غیر آن.

2)  درنگ کردن در هر یک از مساجد.

3)  عبور کردن از مسجد الحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه.

4)  گذاشتن چیزی در مساجد.

5)  تماس با خط قرآن که شامل حروف و کلمات و مجلد ها می شود.

6)  تماس با نام های خداوند متعال و نام پیامبر (ص) و یا یکی از امامان (ع).

•        آنچه بر جنب مکروه است:

1)  خوردن و نوشیدن، مگر آنکه مضمضه یا استنشاق کند.

2)  خوابیدن مگر با وضوء که اشکال ندارد.

3)  خضاب کردن مگر با وضوء که اشکال ندارد.

4)  خواندن بیش از هفت آیه از قرآن.

5)  عبور از مساجد غیر از مسجد الحرام و مسجد النبی.

•        ارکان غسل:

1)  نیت، هنگام شروع به غسل خواه ترتیبی باشد یا ارتماسی، هنگام شستن اولین جزء و فرو رفتن در آب.

2)  شستن سر و گردن، این دو یک عضو محسوب می شوند و فرقی نمی کند اول گردن شسته شود یا اول سر.

3)  شستن سمت راست و سپس شستن سمت چپ بدن. برای آنکه اطمینان به شستن اعضاء میانی بدن مانند محل تلاقی طرفین و آلت باید آنها را هم هنگام شستن سمت راست شست و هم سمت چپ.

4)  کنار زدن مانع رسیدن آب به پوست به گونه ای که آب از میان آن عبور کرده و به پوست برسد.

•        مستحبات غسل:

1)  بر کسی که منی از او خارج شده نه هر جنبی، استبراء به وسیله ی ادرار کردن مستحب است؛ تا باقی مانده ی منی از او دفع گردد و بعد برای ادرار استبراء کند.

2)  مضمضه کردن و استنشاق آب پس از سه بار شستن دست ها.

3)  پشت سر هم به جا آوردن اعمال غسل.

4)  زنان گیسوان به هم بافته ی خود را باز کنند.

5)  هر یک از اعضاء سه گانه ی غسل را سه بار غسل دهند.

6)  انجام غسل با یک صاع آب (حدود سه کیلوگرم آب) نه بیشتر.

توضیح:

در رابطه با مورد 6 روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل است که فرمود: وضوء با یک مد (10 سیر) و غسل با یک صاع آب انجام می پذیرد. پس از من گروههایی می آیند که این مقدایر را اندک می شمارند، همانا ایشان بر خلاف روش من رفتار می کنند و تنها کسی که همچنان بر سنت من رفتار کند در بهشت با من است.

•        حکم رطوبت بعد از غسل:

1)  اگر کسی با انزال جنب شده باشد، پس از انجام استبراء به دو روش، رطوبتی که نمی داند چیست بیابد، نباید به آن توجه کند.

2)  اگر کسی با انزال جنب شود و استبراء نکند، باید دوباره غسل کند.

3)  اگر پس از استبراء با بول، استبرای معروف را انجام ندهد با مشاهده ی رطوبت تنها وضوء می گیرد.

4)  اگر با امکان استبراء با ادرار تنها استبراء معروف را پس از انزال انجام دهد، تأثیری نداشته و باید غسل کند.

5)  نمازی که قبل از خذوج رطوبت مزبور خوانده شده صحیح است. زیرا جنابت سابق با غسل برطرف شده بود و رطوبتی که اکنون خارج شده حدثی جدید است.

•        تتمه:

1.  رعایت ترتیب بین اعضای سه گانه در غسل ترتیبی که عبارت از شستن بدن است به گونه ای که عرفا یک دفعه حساب شود ساقط می شود. در غسل ارتماسی باید بدن به یکباره در آب فرو رود تا عنوان غسل برای آن لحاظشود در غیر این صورت آن غسل صحیح نمی باشد.

2.  قوب قوی آن است که غسل جنابت با سرزدن حدث اصغر میان آن از دوباره انجام می شود.

تبصره: درباره آن حدث اقوالی وجود دارد:

الف) آن حدث اثری ندارد.

ب) حدث مزبور تنها موجب وضوء می شود.

ج) در غسل هایی غیر از غسل جنابت حدث اصغر اثری در صحت یا فساد آنها ندارد. و برای نماز باید وضوء گرفت.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 15 مهر1389ساعت 16:14  توسط مهدی محمدیان امیری  | 
 
  بالا