|
فقه و حقوق اسلامی
|
||
|
ارائه اطلاعات پیرامون فقه و حقوق اسلامی برای علاقمندان به این علم |
در این مقاله سعی شده است تا درباره واژه ی توبه و استغفار در قرآن کریم بحث و تحقیق صورت گیرد تا پیرامون معنا، جایگاه، مراتب و چکونگی توفیق به توبه مطالبی ارائه گردد. معیار اصلی ارائه ی مطالب قرآن کریم و بعضی از تفاسیر قرآن و روایات مرتبط با آیات می باشد. نگارنده سعی کرده است تا معنایی جامع از توبه ارائه دهد تا انواع آن را به تفکیک مشخص سازد زیرا مفسیرین معتقدند توبه به دو نوع تقسیم می گردد، توبه خداوند و توبه بندگان که مراتب هر کدام در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
واژگان کلیدی:
قرآن، توبه، استغفار، پاداش، عذاب
مقدمه:
انسانها به واسطه ی نفس اماره ای که دارند تمایل به انجام گناه و پرداختن به هواهای نفسانی در وجودشان هست، ابلیس از این موقعیت کمال استفاده را کرده و انسانها را به سمت گناه و عصیان می کشاند. از آن جهت که خود پس از آنکه از درگاه خداوند به واسطه ی سجده نکردن بر انسان رانده شد به عزت و جلال خداوند سوگند یاد کرد تا انسانها را اغوی کرده و از راه راست گمراه سازد. خداوند در برابر این عصیان ابلیس بابی را برای بازگشت انسان از خطایای ارتکابی اش قرار داد که نامش توبه و استغفار تعیین گردید. در این مقاله به بررسی این موضوع از منظر قرآن کریم خواهیم پرداخت. از درگاه خداوند مسئلت دارم تا پیش از دیدارش مرا موفق به توبه کرده که او ارحم الراحمین و تواب و کریم است.
استغفار در لغت و اصطلاح:
استغفار بر وزن استفعال از ماده ی (توب) اخذ شده است. به معنای طلب بخشش یا طلب بازگشت از خطایی که شخص مرتکب شده است.
اصطلاحی که در کنار استغفار کاربرد فراوانی دارد، توبه است. توبه در لغت به معنای رجوع و برگشت آمده است. در اصطلاح قرآنی به معنای برگشتن به سوی خدا با ترک معصیت و تصمیم بر عدم ارتکاب به آن عمل است. همچنین رجوع از طبيعت [حيواني] به سوي روحانيت نفس بعد از آنکه به واسطه معاصي و کدورت نافرماني، نور فطرت و روحانيت محجوب به ظلمت و طبيعت شده است.
با توجه به اشکال توبه که در قرآن به آن اشاره شده است، می توان توبه را به دو دسته تقسیم نمود:
1) توبه ی خداوند: منظور از این اصطلاح بازگشت به سوی بنده از جانب خداوند و روی آوردن به او با رحمت و مغفرت و موفقیت بنده به توبه می باشد. همچنین بازگشت خداوند متعال از غصب خویش به رحمت نسبت به بندگانش می باشد.
2) توبه بنده: همان طلب استغفار و بخشش از خداوند به واسطه ی گناهان و معاصی ارتکابی می باشد.
توبه ی بنده از خداوند به دو گونه مطرح شده است:
Ø توبه ی انابه: آنکه بنده توبه کند از خوف عقوبت خداوند.
Ø توبه ی استجابت: توبه به خاطر شرم از کرم و لطف خداوند.
با توجه به آنچه تا کنون بیان شد، مي توان گفت: هر توبه انسان، محفوف و پيچيده شده در دو توبه الهي است: يکي توفيق دادن به بنده براي توبه و ديگري پذيرفتن توبه بندگان است و ممکن است هرسه توبه را به معناي لغوي برگشت داد؛ به اين معني که توبه از انسان، رجوع از گناه و بازگشت از معاصي است و توبه اول از خداوند، رجوع به فضل و رحمتش به سوي بنده است و توبه دوم، رجوع به قبول آن از بنده است. در آيه اي از قرآن اين سه معني کنار هم جمع شده است؛ آنجا که فرمود: ((ثُمَّ تابَ عَلَيهِم لِيَتُوبُوا إِنَّ اللهَ هُوَ التَوّابُ الرَّحِيمُ)) [1](سوره توبه آیه 118)
استغفار در قرآن کریم:
خداوند در قرآن بطور مطلق همه ی بندگان خود را به توبه و استغفار از درگاهش دعوت کرد، چنانکه فرمود: ((يا ايهاالذين آمنوا توبوا الي الله توبة نصوحا عسي ربکم ان يکفر عنکم سيئاتکم))[2] (سوره ی تحریم آیه 8) این دعوت عموی انسانها را مورد خطاب قرار داده و خواسته است ابتداء مراقب رفتار و اعمال خود باشند، سپس اگر خطایی مرتکب گردیده و از صراط المستقیم به صراط السقم منحرف گردیدند از آن خالق بی همتا از کرده ی خود پشیمان گردید توبه نمایند. از این رو خداوند خود را توّاب و رحیم و غفور و انسان را مستقفر من الذنوب و التائبون العابدون معرفی نمود. چنانکه خود فرمود: ((انَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا))[3] (سوره ی نساء آیه 17) همچنین در جایی دیگر پس از آنکه به مؤمنین و مؤمنات امر به نیالودن خود به گناه فرمود و بعضی از موارد گناه را بازگو نمود، بار دیگر از روی لطف اشاره داشت: وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[4] (سوره ی نور آیه 31)
بر اساس گزارش قرآن کریم در قیامت انسان از بابت کارهایی که انجام داده باید در برابر خداوند پاسخ گو باشد، از این رو اعضا و جوارج انسان به سخن آمده و پاسخ می دهند. الْيَوْمَ نخَْتِمُ عَلىَ أَفْوَاهِهِمْ وَ تُكلَِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَ تَشهَْدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كاَنُواْ يَكْسِبُون[5] (سوره ی یس، آیه 65) همچنین در جایی دیگر فرموده است: وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كلُُّ أُوْلَئكَ كاَنَ عَنْهُ مَسُْولا[6] (سوره ی اسراء آیه 36)
و از همين جا روشن مىگردد كه هر عضوى به عمل مخصوص به خود شهادت مىدهد و گويا مىگردد. تا آنچه مرتکب شده اند را باز گو کرده و خداوند با عدالت خود در برابر کارهایی که انجام شد آنها را عذاب خواهد فرمود. (طباطبایی، ترجمه تفسیر الميزان، ج17، ص، 154)
با توجه به این مقوله بر هر عضوی نیز توبه وارد است. بنابراین:
1) توبه ی دل. ( نیت بر ترک حرام)
2) توبه ی چشم. (فرو آوردن چشم در برابر گناه)
3) توبه ی دست. (ترک اخذ مناهی)
4) توبه ی پا. (ترک رفتن به سوی ملاهی)
5) توبه گوش. (بازداشتن گوش از شنیدن ابطیل)
6) توبه شکم. (بازداشتن شکم از خوردن حرام)
7) توبه ی فرج. (دور بودن از فواحش)
با عنایت به موارد گفته شده این نکته قابل توجه است که خداوند انسان را مختار آفرید و با توجه به عهدی که در عالم ذر از او گرفت، خواست تا او را عبادت کند و از معاصی او دور باشد، اما ملاحظه می شود انسان در طول زندگی خود آن عهد ازلی را فراموش کرده و گاه و بی گاه به گناه ارتکاب می ورزد. عوامل متعددی باعث بروز گناه در انسان می گردد که مهمترین آنها کج رفتاری نفس امارة بالسوء و اغواهای ابلیس. خداوند در سوره ی یوسف از قول آن حضرت می فرماید: وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيمٌ[7] (سوره ی یوسف، آیه 53) همچنین از زبان ابلیس می فرماید: قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ[8] (سوره ی حجر آیه 39 و 40) خداوند نیز در برابر این ادعای ابلیس وعده داد تا به انسانها کمک کند و سلاحی در اختیار انسان قرار داد به نام صبر در برابر گناه و توبه به در گاه خداوند. قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقيمٌ إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ[9] (سوره ی حجر آیه 41 و 42)
با توجه به عنایت الهی به دعوت خطاکاران به توبه و وعده ی پذریش توبه گناهکاران مراتب دعوت الهی و مسائل مربوط به استغفار را از زبان خداوند در قرآن کریم بیان می داریم؛ باشد ما نیز در دوران حیات خود موفق به توبه واقعی شده و خداوند از سر لطف و بخشش گناهان ما را ببخشد و بیامورزد.
عموميت دعوت الهي:
وجوب توبه نسبت به همه اشخاص در تمام حالات عموميت دارد، به طوري که اين موضوع در آيات و روايات به وضوح قابل استفاده است. قرآن کريم در يک خطاب عمومي مي فرمايد: و توبوا الي الله جميعا ايه المؤمنون لعلکم تفلحون.[10] (سوره ی نور آیه 31)
از آن جا که انسان همواره در معرض گناهان و وسوسه هاي شيطاني قرار دارد و گاه در اثر غفلت ممکن است دچار لغزش و خطا شود، توجه به خدا و توبه به درگاه الهي نقش مهمي در جبران آلودگي ها دارد .
البته بايد توجه داشت گناهان مراتب و انواعی دارد و هر یک از بندگان خدا نسبت به سایرین در وضعیت های مختلفی قرار دارند، برای مثال معاصی انبياء و اوصياء مانند گناهان ما نيست؛ گناهان ما ترک واجب و انجام محرمات است، ولي گناه آن ها غفلت هاي آني از ياد خدا و اشتغال به مباحات است و لذا در حديث آمده است: «ان حسنات الابرار سيئات المقربين ؛ همانا نيکي هاي نيکوکاران، گناهان مقربين است. »
از اينجا روشن مي شود که اعتراف انبياء و ائمه (عليهم السلام) به گناه، گريه و زاري ايشان به خاطر انجام محرمات الهي نيست، بلکه استغفار و توبه آن ها از غفلت ها و اشتغال به مباحات مي باشد و لذا عقاب آن ها با عقاب ما فرق دارد؛ جزاي ما آتش جهنم و محروميت از نعم الهي است و جزاي آن ها محروميت از اجر و پاداش فراوان مي باشد.
فوريت توبه :
بدون شک، توبه امري است که بايد فوري انجام شود. تا گناهي از انسان صادر شد، قبل از آن که آثار آن در قلبش ماندگار و محو آن غير ممکن گردد، پشيماني و توبه ضرورت دارد. اگر انسان در دل بگوید وقتی دیگر توبه خواهم کرد شاید آن زمان هرگز نرسد و انسان بدون آنکه موفق به توبه گردد از دار دنیا برود و بار آن گناه همچنان بر دوش انسان باقی بماند.
قرآن کريم در اين زمينه مي فرمايد: «انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قريب.[11] (سوره ی نساء آیه 17)
و در روايات نيز اين مساله بيان شده است: پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: بنده به حسنات و کارهاي نيک توجه مي کند که آن را انجام دهد، پس اگر انجام نداد، خداوند به خاطر حسن نيت او برايش حسنه مي نويسد و اگر عمل نيک را انجام دهد، خداوند براي او ده حسنه مي نويسد، و بنده توجه به گناه مي کند که آن را انجام دهد، پس اگر گناه نکرد، براي او چيزي نوشته نمي شود و اگر عمل گناه را انجام داد، 7ساعت به او مهلت داده مي شود و صاحب حسنات به صاحب سيئات مي گويد: عجله نکن، اميد است حسنه و کار نيکي بياورد تا با آن، گناه محو شود؛زيرا خداوند فرموده است: «همانا حسنات، سيئات را پاک مي کند» ، يا استغفار و طلب آمرزش کند . پس اگر استغفار کند، چيزي بر او نوشته نمي شود، و اگر 7 ساعت بر او بگذرد و عمل نيکي دنبال آن نياورد يا استغفار نکند، صاحب حسنات به صاحب سيئات مي گويد: «بنويس براي اين بدبخت محروم از رحمت خدا.»
در اين جا سؤالي مطرح مي شود که امر به فوريت توبه براي چيست؟
با توجه به اين که خداوند، غافر الذنب و قابل التوب. (سوره غافر آیه 3) است و هميشه توبه بندگان را مي پذيرد: و هو الذي يقبل التوبة عن عباده، (سوره شوری آیه 25) پس چرا به فوريت توبه امر شده است؟
پاسخ: هر چند در روايات آمده است که هرکس پيش از مرگ توبه کند، توبه اش مقبول مي باشد، ولي طبق بيان صريح قرآن کريم، توبه هنگام مرگ، قابل قبول نمي باشد: «و ليست التوبة للذين يعملون السيئات حتي اذا حضر احدهم الموت قال اني تبت الئن.[12] (سوره ی نساء، آیه 18)
مرحوم علامه مي فرمايد: علت عدم قبول اين گونه توبه آن است که ياس از زندگي و ترس قيامت او را به توبه و ندامت مجبور کرده و وقتي که نه حيات دنيوي هست و نه عمل خيري، توبه و رجوع واقعيت نخواهد داشت، يعني در آن موقع، توبه و برگشت حقيقي نيست . (طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج4، 383)
و از سوي ديگر، زمان مرگ براي هيچ انساني مشخص نيست . چه بسا ناگهان مرگ انسان فرا رسد، و توبه نکرده باشد. لذا انسان همواره بايد به فکر توبه و استغفار و بازگشت از گناهان خويش باشد، مبادا که مرگ به او فرصت محو گناه را ندهد .
علاوه بر آن، تاخير توبه و انباشته شدن گناهان، مانند چرکي است که در طول زمان انباشته شده، به آساني قابل زوال نمي باشد . بنابراين به تاخير انداختن توبه، علاوه بر آن که روح انسان را آلوده مي کند، و زمينه را براي تکرار گناه و ارتکاب گناهان ديگري فراهم مي سازد، ممکن است هيچ گاه توفيق توبه به دست نيايد .
رابطه توبه و استغفار :
در آيات فراواني امر به «استغفار» و «توبه » شده است. توبه حقيقتي است قلبي که همان پشيماني از گناه و عزم ترک آن مي باشد و ظهور اين توبه به طلب غفران و آمرزش مي باشد. به عبارت دیگر بنده با پشیمانی از عمل ارتکابی اش در سدد طلب بخشش از درگاه خداوند بر می آید.
حضرت علي ( عليه السلام) مي فرمايد: توبه پشيماني قلب و استغفار با زبان است. (محمدی ری شهری، ميزان الحکمة، ج 1، ص 541)
به بيان ديگر، استغفار و طلب بخشش از درگاه الهي، يکي از مراحل توبه واقعي است که انسان همراه با حالت پشيماني از گناهان، از خداوند درخواست عفو و بخشش مي کند .
در آيه 3 سوره هود، «استغفار» و «توبه » همراه يکديگر آمده است: و ان استغفروا ربکم ثم توبوا اليه.[13]
توجه به اين مطلب هم لازم است که براي تحقق توبه و بازگشت به سوي پروردگار، طلب بخشش گناهان و استغفار ضروري است و در حقيقت، با بررسي دقيق آيه، به همين معنا مي رسيم که يکي از مراحل توبه واقعي، درخواست عفو و بخشش گناهان از درگاه حضرت دوست مي باشد و خلاصه اين که استغفار، ترجمان روح توبه است .
آثار توبه و استغفار:
آثار و برکات توبه و استغفار، هم از جهت معنوي و هم از جنبه مادي، قابل بررسي است که در اينجا به برخي از آثار معنوي آن اشاره مي شود:
1 . رحمت و مغفرت: و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفر الله يجدالله غفورا رحيما.[14] (سوره ی نساء، آیه 110)
در روايتي از امام باقر (عليه السلام) نقل شده است که آن حضرت فرمود: التائب من الذنب کمن لاذنب له ؛ تائب چون کسي است که گناه نکرده است .(کلینی، کافی، ج2، ص435)
2 . گستردگي رحمت و مغفرت الهي: با وجود اين که خداوند، در مقابل استغفار و توبه، وعده قبول و آمرزش گناهان را داده است، اما باز جاي يک سؤال باقي مي ماند که خداوند تا چه حد گناهان را مي بخشد؟ چه بسا سنگيني بار گناهان تا آنجا باشد که انسان اميد عفو و بخشش الهي را در خود نبيند!
با دقت در آيات قرآن کريم، اين پاسخ به دست مي آيد که در هيچ زمان و در هيچ حالي، جاي نااميدي و مايوس شدن از درگاه الهي نمي باشد و رحمت واسعه الهي همواره شامل حال بندگان و به خصوص مؤمنان مي باشد . چنانکه خود فرموده است: وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرين.[15] (سوره ى غافر، ايه 60) همچنین در جایی دیگر مي فرمايد: قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا.[16] (سوره ی زمر آیه 53) اين آيه يکي از اميد بخش ترين آيات قرآن نسبت به گناهکاران است . شمول و گستردگي آن به حدي است که طبق روايتي، اميرمؤمنان علي ( عليه السلام) فرمود: درتمام قرآن آيه اي وسيع تر از اين آيه نيست . (مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج 19، ص 499)
از آيه شريفه استفاده مي شود، گنهکاران در هر مرحله اي و با هر نوع گناهي، از درياي بيکران رحمت الهي نوميد نباشند؛چراکه او بخشنده و آمرزنده و رحيم است. علامه در المیزان می فرماید: اين آيه دعوتى است از خداى تعالى به همه بندگانش، دعوتى است به دعا و خواندن او، و وعدهاى است به استجابت آنان. و به طورى كه ملاحظه مىكنيد هم دعا را مطلق آورده، و هم مستجاب كردن آن را. (طباطبایی، ترجمه المیزان، ج 17، ص 519)
اين نکته قابل ذکر است که هر چند در اين آيات و روايات، به انسان نويد بخشايش و عفو گناهان داده شده است، اما انسان مؤمن بايد همواره با بکار بستن تعاليم روح بخش قرآن، راه رشد و تعالي را براي خود فراهم سازد، چرا که ايمان واقعي به انسان جرات عصيان پروردگار را نمي دهد. به عبارت دیگر انسان نباید به سمت گناه برود و با تکیه بر این آیات امیدوار باشد تا هر زمان که خواسته می تواند به گناهان بپردازد و سپس در وقتی دیگر به توبه نماید، بلکه باید آنقدر مراقب رفتار و اعمال خود باشد که به گناه آلوده نگردد و اگر از روی خطا و نسیان مرتکب گناهی شد از درگاه خداوند پوزش بطلبد و طلب عفو بخشش نماید.
لازم به ذکر است، در هر حال گناه اثرات خود را مي گذارد و حتي در صورت محو آثار نيز، انسان از آن کمالاتي که با تقوا و انجام اعمال صالح مي توانسته انجام دهد، محروم مي ماند و اين با هيچ چيز قابل جبران نمي باشد .
3 . تنوير و صفاي دل: توبه و استغفار نقش به سزايي در شستشوي روح و صفاي دل دارد. پيامبر عظيم الشان اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «قلوب آدميان همانند فلزات به زنگار ويژه خود مبتلا مي شود، پس آن ها را بوسيله استغفار و تلاوت قرآن صيقل دهيد .» (مجلسی، بحارالانوار، ج 93، ص 284)
4 . امنيت و حفاظت از وسوسه هاي شيطان: شيطان به عنوان دشمن ديرينه و قسم خورده انسان، لحظه اي از وسوسه و برنامه ريزي در جهت گمراهي انسان باز نمي ماند. بنابراين مسلح شدن به سلاح مبارزه و فراگرفتن راه هاي در امان ماندن از شر او، بايد همواره مورد توجه انسان باشد. لذا در هر حال این دعای معروف اعوذ بالله من الشیطان الرجیم باید ورد زبان ما باشد تا در پناه این دعا خداوند ما را از شر شیطان و وسوسه های در امان دارد. (استرآبادی، آیات الاحکام، ج1، ص207)
رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: ثلاثة معصوم من ابليس و جنوده: الذاکرون لله و الباکون من خشية الله و المستغفرون بالاسحار.[17] (مجلسی، بحارالانوار، ج 93، ص 17)
5 . توفيق دريافت علم نافع: علوم و معارف نافع، از ارزاق معنوي الهي است که در اثر گناه، انسان از فيض آن محروم مي گردد. ولي در پرتو طلب مغفرت و تمسک به توبه و استغفا، زمينه براي بهره مندي از آن علوم و معارف فراهم مي شود. چنانکه وقتی انسان اعمال خود را برای خداوند خاص نماید و از گناهان دوری گزیند چشمه های معارف در جان او جاری می گردد. از امام صادق ( عليه السلام) نقل شده است: هرکس به مدت دو ماه بطور متوالي استغفار نمايد، گنجي از علم يا ثروت، رزق و روزي او خواهد شد . (مجلسی، بحار الانوار، ج 93، ص 18)
تشويق به توبه:
قرآن کريم در آيات متعددي مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهي تشويق و ترغيب کرده است:
1. اَلَم يَعلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ يَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ يَأخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.[18] (سوره ی توبه، آيه104)
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: اللهُ أَفرَحُ بِتَوبَةِ عَبدِهِ مِنَ العَقِيمِ الْوَالِدِ وَ مِنَ الضَّالِ الواجِدِ وَ مِنَ الظَّمانِ الوارِدِ.[19] (محمدی ری شهری، ميزان الحکمه، ج 1، ص 338، ح 2124) این تمثیل به زیبایی توبه و جایگاه آن را نزد حق تعالی روشن می سازد و بدین ترتیب خداوند تمایل دارد بندگان گناه کارش لطف او را طلب کرده و با استغفار رضایتش را جلب نمایند.
2. خداوند در قرآن مي فرمايد: قُل يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَليَ أَنْفُسِهِم لاتَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِيمُ وَ أَنِيبُوا إِلي رَبِّکُم وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن يَأتِيَکُم العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرُونَ.[20] (سوره ی زمر، آیه 53 و 54)
3. در آيه ديگر مي فرمايد: وَ هُوَ الَّذي يَقبَلُ التَّوبةَعَن عِبادِهِ وَ يَعفُوا عَنِ السَّيئاتِ وَ يَعلَمُ ما تَفعَلُونَ.[21] (سوره ی شوري، آیه 25) نکته قابل دقت اين است که در واقع، خداوند مي فرمايد: با اينکه از تمام اسرار زندگي و رفتارهاي پشت پرده شما اطلاع دارم و لحظه به لحظه اعمال شما را زير نظر داشته ام، با اين حال توبه شما را مي پذيرم. به عبارت دیگر خداوند از نوع رفتار آدمی اطلاع دارد و می داند این بنده پس از آنکه توبه کرد با به دنبال گناه خواهد رفت، اما با توجه به این علم باز توبه ی او را در آن مرحله می پذیرد و از گناه او در خواهد گذشت.
وجوب توبه:
قرآن کريم تنها به ترغيب و تشويق اکتفا نکرده، بلکه در مواردي دستور اکيد وجوبي بر لزوم توبه داده است که حتي وجوب آن فوري و بدون تأخير است؛ منتها بحثي مطرح است که آيا وجوب فوري توبه شرعي و مولوي است و يا عقلي و ارشادي؟
تفصيل اين بحث از حوصله يک مقاله خارج است، فقط اشاره کنيم که از آنجا که توبه لطف و رحمتي است از سر امتنان، اگر وجوب آن شرعي باشد، با اين امتنان نمي سازد؛ چرا که در صورت عدم توبه، دو مجازات متوجه عاصي مي شود: يکي به خاطر اصل گناه و ديگري به خاطر تأخير و نافرماني توبه.
بنابراين آنچه مناسب به نظر مي رسد اين است که وجوب آن را عقلي بدانيم و دستورات قرآن را نيز از باب ارشاد و تأکيد بر فرمان عقل به حساب آوريم. به نمونه هايي از دستورات اکيد قرآن در اين زمينه توجه فرماييد.
1.همه به سوي خدا برگرديد: وَ تُوبُواإَلي اللهِ جَمِيعاً أَيُّهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُمْ تُفلِحُونَ.[22] (سوره ی نور، آیه 31)
در اين آيه در کنار خطاب شفقت آيه أيُّهَا المُؤمِنُونَ و بيان ثمره مهم توبه که رستگاري ابدي است؛ فرمان صريح وجوبي بر انجام توبه داده است. البته کسانی که قصد فلاح و رستگاری دارند قطعا به توبه نایل خواهند شد، (به فضل و عنایت خداوند متعال) هستند کسانی که فرمان الهی به آنها رسیده است ولی باز به این ندا گوش نداده و به سمت گناه و نافرمانی الهی گام بر می دارند.
2. اي مؤمنان خالصانه توبه کنيد: يا أيُّهَا الذِّينَ آمَنُوا تُوبُوا إلي اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسي رَبُّکُمْ أن يُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَيِّئاتِکُمْ وَ يُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجري مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ.[23] (سوره ی تحريم، آیه 8)
كلمه" نصوح" از ماده نصح است كه به معناى جستجو از بهترين عمل و بهترين گفتارى است كه صاحبش را بهتر و بيشتر سود ببخشد، و اين كلمه معنايى ديگر نيز دارد، و آن عبارت است از اخلاص، وقتى مىگويى:" نصحت له الود" معنايش اين است كه من دوستى را با او به حد خلوص رساندم. به عبارت دیگر توبه عملی است که به انسان سود می رساند و خیر دنیاو آخرت را پدید می اورد.
در اين آيه، صريحاً به امر وجوبي بر همه مؤمنان توبه خالصانه را واجب و لازم شمرده است. به همین جهت مؤمنين را خطاب می نماید: توبه كنند، و سپس با تعبير" عسى" اين اميد را كه خدا گناهانشان را بپوشاند، و آنان را داخل بهشتهايى كند كه نهرها از زير آن روان است، متفرع بر آن فرمان كرده است. تا بدانند برای آنها علاوه بر آسایش دنیا آسایش جهان دیگر را نیز به بار می آورد. همان طور که گفته شد، توبه دارای منافعی است که این آیه به بخشی از آن اشاره فرمود. (طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج19، ص563)
نکوهش به تأخير در توبه:
به وسیله ی توبه باب رحمت الهی به سوی بندگان باز خواهد شد، اما شیطان تمامی تلاش خود را مبذول می دارد تا جایی که می تواند نگذارد انسان از گناهان پشیمان شده و را توبه را در پیش بگیرد، لذا اگر انسان توبه کند علاوه بر اینکه گناهی انجام شده است به فضل خدا محو می شود، گناهان قبلي که با وسوسه شيطاني انجام گرفته، نابود خواهد شد.
اينجاست که شيطان وقتي نقشه هاي قبلي خويش را نقش بر آب مي بيند، دست به حيله جديدي مي زند که عبارت از تأخير توبه و تسويف و امروز و فردا کردن آن است. به عبارت دیگر با تاخیر انداختن در توبه باعث می شود انسان همچنان در منجلاب گناه باقی بماند و به سوی خدا حرکت ننماید.
از امام صادق عليه السلام نقل شده است: وقتي که آيه وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن يَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ.[24] (سوره ی آل عمران، آیه135) نازل شد، ابليس بالاي کوهي در مکه رفت و با صداي بلند فرياد کشيد و سران لشکرش را جمع کرد. گفتند: اي آقاي ما! چه شده است که ما را فرا خواندي؟ گفت: اين آيه نازل شده (آيه اي که پشت مرا مي لرزاند و مايه نجات بشر است.) چه کسي مي تواند با آن مقابله کند؟ يکي از شياطين بزرگ گفت: من مي توانم، نفشه ام چنين است و چنان. ابليس طرح او را نپسنديد. ديگري برخاست طرح ديگري داد که آن هم مقبول نيفتاد. در اينجا «وسواس خنّاس» برخاست و گفت: من از عهده آن برمي آيم . ابليس گفت: از چه راه؟ گفت: آنها را با وعده ها و آرزوها سرگرم مي کنم تا آلوده گناه شوند و هنگامي که گناه کردند، توبه را از يادشان مي برم. ابليس گفت: تو مي تواني از عهده کار برآيي و اين مأموريت را تا دامنه قيامت به او سپرد.» (طباطبایی، ترجمه تفسیر الميزان، ج 20، ص557 ؛ مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج 27، ص 475 ـ 476)
در مقابل این ترفند شیطان رجیم، خداوند در قرآن راهی را به بندگان خود آموخت تا در برابر این وسوسه شیطانی مقابله کنند؛ دعایی است که تحت یک سوره برای مسلمین نازل گردید و آن عبارت است از: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، مَلِكِ النَّاسِ، إِلهِ النَّاسِ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ، الَّذي يُوَسْوِسُ في صُدُورِ النَّاسِ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ.[25] (سوره ی ناس، آیه 1 تا 6)
علاوه بر سوره ی مبارکه ی ناس، رهبران ديني نیز دستور داده اند که توبه را به تأخير نياندازيد و فوراً به آن اقدام کنيد؛ چنان که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: يا بنَ مَسْعُودٍ لاتَقَدَّمِ الذَّنبَ وَ لاتُؤَخِّرِ التَّوبَةَ؛[26] (ميزان الحکمه ،محمدي ري شهري ، ج 1، ص 344، ح 2175)
حال تائب:
نقطه آغازين توبه که سخت تحول ساز و تربيت آفرين و اثر ساز و اعجازگر است، حال توبه مي باشد، يعني همان انقلاب دروني که در درون تائب ايجاد مي شود و تمایل دارد تا از کرده ی خود ابراز پشیمانی که و به سوی خدا باز گردد. زیرا تنها ملجا و ماوایی که برای انسان باقی می ماند خداست، نشان آن اشک هاي روان و ناله هاي بي پايان و نفرت و ندامت شديد از گذشته و اميد به آينده است و اينکه بداند جز خدا کسي نمي تواند اين گذشته را جبران کند و تازه اين جبران از فضل و کرم اوست، نه استحقاق تائب.
در اين زمينه، دعاهاي معصومين مخصوصاً مناجات اميرمؤمنان علي (عليه السلام) و دعاهاي امام سجاد (عليه السلام) و صحيفه سجاديه او غوغا کرده است و دنيايي از شور و حال و سوز در آنها ديده مي شود که از حوصله اين نوشتار خارج است.
در قرآن کريم نيز حال تائبان از ترک اولي، يعني انبياء (عليهم السلام) و برخي از افراد ديگر مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله:
1. حضرت آدم عليه السلام: با اينکه آدم و حوا (عليهما السلام) ترک اولايي انجام دادند، با اين حال به شدت از گذشته خويش پشيمان شدند و نخستين گام را اعتراف به ظلم و ستم بر خويشتن، در پيشگاه الهي قرار دادند و سال ها اشک و ناله کردند و قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أنْفُسَنا وَ إن لَم تَغفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ.[27] (سوره ی اعراف، آیه 23) و بعد از سالها گريه و زاري توبه آدم عليه السلام پذيرفته مي شود که، فَتابَ عَلَيه.[28] (سوره بقره، آیه 37)
2. حضرت يونس عليه السلام: حضرت يونس (عليه السلام) بر اثر ترک اولي گرفتار زندانِ شکم ماهي عظيم (نهنگ) شد و خيلي زود متوجه ماجرا گرديد و با تمام وجودش رو به درگاه خدا آورد و از ترک اولاي خويش استغفار کرد و سراسر وجودش را حال توبه فرا گرفت و مشغول گفتن ذکر معروف يونسيه شد که: فَنادَي فِي الظُّلُماتِ أن لاإلهَ إلاّ أنتَ سُبحَانَکَ إنِّي کُنتُ مِنَ الظَّالِمينَ.[29] (سوره ی انبياء، آیه 87)
این آیه تمثیلی است تا به ما بفهماند از دولت قدرت خدا امکان فرار وجود ندارد و انسان به هر کجا که بگریزد باز در دستان خداوند است. لذا آن کسانی که فکر می کنند در جایی خلوت به گناه بپردازند می توانند از دیدگان خداوند در امان باشند در حالیکه چنین نیست و نمی توان گریخت. در داستان یونس پیامبر او از قوم خود گریخت و خداوند او را به خاطر این ترک اولی توبیخ فرمود تا برای ما درسی باشد که نمی توانیم به هر چه خواستیم عمل کنیم و از قهر و غضب خداوند در امان باشیم.
اين اعتراف خالصانه و اين حال و سوز توأم با ندامت و آن تسبيح و ياد خدا باعث استجابت دعاي او شد که خداوند در قرآن فرمود: ما دعاي او را اجابت کرديم و از غم و اندوه نجاتش داديم و اين گونه مؤمنان را نجات مي دهيم. ( سوره ی انبياء، آیه88)
3. حضرت داود (عليه السلام): حضرت داود عليه السلام نيز بر اثر عجله در قضاوت احساس کرد ترک اولايي را مرتکب شده؛ لذا در مقام استغفار و توبه برآمد وبا سوز و گداز و حال توبه به رکوع وسجود افتاد؛ چنان که قرآن کريم مي فرمايد: وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاستَغفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راکِعاً وَ أَنابَ.[30] (سوره ی ص، آیه24)
موارد فوق نشان مي دهد که انبياء و اولياء (عليهم السلام) از ترک اولي هم به خود مي لرزيدند و گريه و ناله مي کردند. اين همان حال توبه است که اگر در انسان ايجاد شود، سخت سازنده و تحّول آفرين است.
بندگان خاص خداوند با توجه به اینکه مورد لطف و عنایت حق تعالی قرار گرفته و دارای مقام الهی شده اند اعمال و رفتارشان نیز باید خاص و با دیگران تفاوت داشته باشد، در رابطه با داود (ع) نیز وضع چنین است، ایشان از پیامبران ویژه بوده و خداوند بر او کتابی نازل فرمود و مرتبه ی پادشاهی داد و از همه مهمتر مقام خلیفة الهی (قضاوت و تحاکم بین الناس) را عنایت نمود لذا او و امثال او اگر ترک اولایی کنند استغفار آنها نیز ویژه خواهد بود تا باشد مورد لطف خداوند قرار گرفته و مورد توجه بندگان خدا قرار بگیرند.
شرايط و ارکان توبه :
در شماره 59 مجله مبلغان ارکان و شرائط توبه از ديدگاه روايات بررسي شده است. آنچه در اينجا بيان مي شود، همان شرائط و ارکان است براساس آيات قرآن.
الف. ارکان توبه:
1. پشيماني از گذشته: اصلي ترين رکن توبه اين است که تائب از گذشته پشيمان باشد. اين همان است که در آيات زيادي با جمله إِلاّ مَن تابَ (سوره ی مريم، آیه 60؛ سوره ی فرقان، آیه 70) و يا إلاّ الذِّينَ تابُوا (سوره ی بقره، آیه 160؛ سوره ی مائده، آیه 34) بيان شده است و البته گاهي از پشيماني به اعتراف تعبير شده است: وَ آخَرُونَ اعتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ.[31] (سوره ی توبه، آیه 102)
2. تصميم بر ترک در آينده: اين شرط را مي توان از اين آيه استفاده کرد: «فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم .... وَ لَم يُصِرُّوا عَلي ما فَعَلُوا وَ هُم يَعلَمُونَ.[32] (سوره ی آل عمران، آیه 135) این سخن بدین معناست که تائب باید این تصمیم را در خود بیافریند تا آن عمل را دیگر در زندگی اش تکرار نکند و از هر عاملی که ممکن است بار دیگر او را در آن ورته قرار دهد بگریزد. اینچنین خواهد بود که تائب از گناهی که انجام داده پاک شده و مورد لطف خداوند قرار بگیرد.
ب. شرايط قبول توبه:
1. انجام عمل صالح: اين شرط در آيات متعددي مطرح شده است؛ گاه به صورت: إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً.[33] (سوره ی فرقان، آیه 70؛ سوره ی مريم، آیه 60) و گاه به صورت بيان مصداق اعمال صالح، از جمله: فَان تابُوا وَ اقامُوا الصَّلوةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُم إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ. [34](سوره ی توبه، آیه 5) انسان با اعمال صالحه ای که انجام می دهد بابی از ابواب رحمت خداوند را به سوی خود باز می کند؛ بخشش از گناهان نیز یکی از ابواب رحمت الهی است که توفیق آن زمانی کسب می گردد که انسان گنه کار با انجام اعمال صالحه از خداوند طلب بخشش می نماید.
2. اصلاح گذشته: شرط ديگر قبولي توبه جبران واصلاح گذشته است. إلاّ الَّذينَ تابُوا مِن بَعدِ ذلِکَ وَ أصلَحُوا فَإنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ.[35] (سوره ی نور، آیه 5) به همين مضمون در اين آيات نيز آمده است: سوره ی نساء، آیه 16؛ سوره ی بقره، آیه 160؛ سوره ی آل عمران، آیه 89) جبران گذشته به اين است که هم حقوق مادي و معنوي مردم را اداء و هم حقوق خداوند را جبران کند. بدین ترتیب آنچه انسان از اعمال گناه آلود به دست آورده اعم از حق الله و حق الناس به صاحبانش باز می گرداند و خود را از وجود دارایی های نا پاک رها می سازد.
ج. شرايط کمال توبه :
درقرآن شرائط ديگری برای توبه مطرح شده که مي توان آنها را شرائط تکميلي و کمال توبه دانست. به عنوان نمونه، به دو مورد اشاره مي شود:
1. اعتصام بالله و اخلاص: در قرآن کريم مي خوانيم: إلاّ الَّذينَ تابُوا وَ اَصْلَحُوا وَ اعتَصَمُوا بِاللهِ وَ اخلَصُوا ديِنَهُم لِلهِ فَأولئِکَ مَعَ المُؤمِنينَ وَ سَوْفَ يُؤْتِ اللهُ المُؤمِنينَ أجراً عَظِيماً.[36] (سوره ی نساء، آیه 146)
روشن است که چنگ زدن به لطف الهي و اخلاص ورزي در کمال توبه تأثير دارد نه در اصل آن. به همین جهت يكى از آن عواملى كه ريشههاى نفاق را مىخشكاند توبه است، يعنى برگشتن به سوى خداى تعالى و اين برگشتن وقتى نافع است كه شخص تائب آنچه را كه تا كنون از خود تباه ساخته اصلاح كند، اگر جان پاك خدادادى خود را آلوده كرده، بايد با رژيمهايى كه هست آن آلودگىها را پاك كند و اين اصلاح نيز نتيجهاى نمىدهد، مگر آنكه انسان خود را از خطر لغزش و انحراف به خدا بسپارد و از او عصمت و مصونيت بخواهد، يعنى كتاب خدا و سنت پيغمبرش را پيروى كند. زيرا راهى به سوى خدا نيست مگر آن راهى كه خود او معين فرموده، از آن گذشته هر راهى ديگر راه شيطان است. (طباطبایی، ترجمه ی تفسیر المیزان، ج5، ص193) بدین ترتیب کسانی که در زندگی مادی خود روی به نفاق و دورویی آوردند زمانی می توانند به خداوند بازگشت کنند که از این رذالت پاک شوند که توبه ای مضاعف می طلبد.
2. توبه نصوح کردن: يا أيُّهَا الذِّينَ آمَنُوا تُوبُوا إلي اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسي رَبُّکُمْ أنْ يُکَفِّرَ عَنکُم سَيِّئاتِکُم وَ يُدخِلَکُم جَنَّاتٍ تَجري مِن تَحتِها الأنهارُ.[37] (سوره ی تحريم، آیه 8)
براي توبه نصوح تفسيرهاي مختلفي شده است که در مجموع مي توان گفت: توبه نصوح آن است که علاوه بر ارکان توبه وشرائط قبولي آن، شرائط کمال را نيز دارا باشد. شاهد اين تفسير آن است که در غالب تفسيرها شرائطي ذکر شده که همه از شرائط کمال به حساب مي آيند، نه ارکان و شرائط قبولي.
مثلاً برخي گفته اند: توبه نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اينکه پذيرفته نشود، اميد به اينکه پذيرفته شود، و ادامه اطاعت خدا. و يا اينکه «توبه نصوح» آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببيني و از آن شرمنده باشي و يا اينکه گفته شده: «توبه نصوح» آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن و کم خوابيدن.
و برخي نيز گفته اند: توبه نصوح آن است که توأم با چشم گريان و قلبي بيزار از گناه باشد. (مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج 24، ص 290 – 291؛ ر. ک؛ محمد بن احمد الانصاری، تفسير قرطبي، ج 10، ص 6766؛ طبرسی، مجمع البيان، ج 10، صص 317 – 318)
و شاهد ديگر، رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) است که در پاسخ به «معاذ بن جبل» از توبه نصوح فرمود: أن يَتُوبَ التَّائبُ ثُمَّ لايَرجِعُ في ذَنبٍ کما لايَعُودُ اللَّبَنُ إلي الضَّرعِ.[38] (طبرسی، مجمع البيان، ج 10، ص 318)
روشن است که چنين توبه اي، کمال توبه شمرده مي شود نه ارکان آن و ا گر انساني که توبه کرده دوباره همان گناه را انجام دهد و دوباره توبه کند، توبه اش پذيرفته ميشود، ولي توبه کامل شمرده نمي شود.
در نتيجه، نصوح بودن به هر معنايي باشد، نشانه کمال توبه است. به شرائط قبولي و کمال توبه اشاره دارد آنچه در کلام رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) آمده است که فرمود: أتَدرُونَ مَنِ التَّائبُ قالُوا أللهُمَّ لاقالَ إذا تابَ العَبدُ وَ لَم يُرضِ الخُصَماءَ فَلَيسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم يَزِد فِي العِبادَةِ فَلَيسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ يُغَيِّرْ لِباسَهُ فَلَيْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم يُغَيِّر رُفَقائَهُ فَلَيْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم يُغَيِّر مَجلِسَهُ فَلَيْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم يُغَيِّرْ فِراشَهُ وَ وَسادَتَهُ فَلَيْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ يُغَيِّر خُلقَهُ وَ نِيَّتَهُ فَلَيْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ يَفْتَحْ قَلْبَهُ وَ لَمْ يُوَسِّعْ کَفَّهُ فَلَيْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم يُقَصِّرْ أَهْلَهُ وَ لَمْ يَحفَظْ لِسانَهُ فَلَيْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ يُقَدِّم فَضْلَ قُوتِهِ مِن بَدَنِهِ فَلَيْسَ بِتائِبٍ وَ إذا استَقامَ عَلي هَذِهِ الخِصالِ فَذاکَ التّائِبُ.[39] (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 6، ص 35- 36 ، ح 52)
اصلاح برنامه عبادي، اصلاح لباس ظاهر و باطن، اصلاح محل رفت و آمد و رفقا، اصلاح اخلاق و رفتار و اصلاح دل و دست، همه از شرائط کمال توبه به حساب مي آيند.
اثرات و پي آمدهاي توبه:
توبه از مهم ترين آموزه هاي تربيتي و اخلاقي است که آثار بيشمار و ره آورد گرانبها و پيآمدهاي مثبت فراواني دارد که به اهم آنها در قرآن اشاره مي شود.
1. بازيابي شخصيت: انساني که مرتکب گناهي شده است، چه بخواهد و يا نخواهد احساس سرشکستگي و کوچکي مي کند؛ یعنی به خاطر تمرد و قانون شکنی انجام داده اش شرمسار بوده و می خواهد به گونه ای آن را جبران نماید. لذا اگر متوليان تربيت او را ملامت و تحقير کنند، اين احساس بيشتر مي شود و اگر ملامت ها ادامه يابد، ممکن است به آنجا برسد که کاملاً احساس کند شخصيت خود را از دست داده است و در اين صورت است که به شدت وجود او براي خانواده و جامعه خطرناک خواهد شد و ممکن است دست به گناه و هر جنايتي بزند؛ چون او احساس مي کند همه چيز را از دست داده است.
منابع ديني مخصوصاً قرآن تلاش مي کنند که با توبه و اظهار ندامت پنهاني شخصيت گناهکار را بازسازي کنند و او را به حالت اول بلکه بالاتر از آن برگردانند؛ لذا قرآن از يک طرف مي فرمايد: خداوند توبه کاران را دوست مي دارد. (سوره ی شوري، آیه 25) و از طرف ديگر، به مردم گوشزد مي کند که خلافکاران اگر برگشتند، برادران ديني شما هستند، فَان تابُوا وَ أقامُوا الصَّلوةَ وَ آتَوُا الزَّکوةَ فَإخوانُکُم فِي الدِّينِ.[40] (سوره ی توبه، آیه 11)
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: التائِبُ مِنَ الذَّنبِ کَمَن لاذَنبَ لَهُ.[41] (محمدی ری شهری، ميزان الحکمه ، ج 1، ص 338، ح 2116)
2. محبوب خدا شدن: قرآن کريم مي فرمايد: إنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ المُتَطَهِّرينَ.[42] (بقره/ 222)
اظهار دوستي نمودن از مقام برتر، علاوه براينکه افتخاري است براي محبوب، باعث بازيابي شخصيت گناهکار مي شود، و برد تربيتي و سازندگي مهمي دارد. به همين جهت، در تربيت فرزندان توجه شده است که نسبت به آنها اظهار محبّت شود و همين طور جهت پاک و با عفّت ماندن و با نشاط بودن همسر توصيه شده است که شوهر اظهار محبت کند و بگويد: « دوستت دارم.»
خداوند متعال با آن عظمتش نسبت به توبه کاران اظهار محبت مي کند و اعلام مي دارد: (توبه کار دوستت دارم.) این اظهار تمایل از نعمتهای الهی است که خداوند آن را از سر امتنان و منت نسبت به گناهان کارانی که رو به سوی معبود آورده و توبه کرده اند.
رسول اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: لَيسَ شَيءٌ أَحَبَّ إلَي اللهِ مِن مُؤمِنٍ تائِبٍ أو مُؤمِنَةٍ تائِبَةٍ.[43] (محمدی ری شهری، ميزان الحکمه ، ج 1، ص 338، ح 2118)
3. بخشش گناهان: اثر مهم توبه، بخشيده شدن گناهان انسان گناهکار است. قرآن کريم مي فرمايد: تُوبُوا إلي اللهِ عَسي رَبُّکُم أن يُکَفِّرَ عَنکُم سَيئِاتِکُم.[44] (سوره ی تحريم، آیه 8)
4. تبديل شدن سيئات به حسنات: اگر توبه واقعي انجام گيرد، خداوند علاوه بر نابودي گناهان، آنها را تبديل به نيکي و حسنات مي کند؛ چنان که مي فرمايد: إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فأولئِکَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيئِاتِهِم حَسناتٍ وَ کانَ اللهُ غَفُوراً رَحيماً.[45] (سوره ی فرقان، آیه 70)
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: خداوند به داوود عليه السلام وحي کرد: يا داوُدُ إنَّ عَبدِيَ المُؤمِنَ إذا أذنَبَ ذَنباً ثُمَّ رَجَعَ وَ تابَ مِن ذلِکَ الذَّنبِ وَ استَحيي مِنِّي عِندَ ذِکرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ أنسَيتُهُ الحَفَظَةَ وَ اَبْدَلْتُهُ الحَسَنَةَ وَ لا اُبالي وَ أنَا أرحَمُ الرَّاحِمينَ .[46] (محمدی ری شهری، ميزان الحکمه، ج 1، ص 345)
5. رستگاري ابدي: از مهم ترين آثار اخروي توبه، عاقبت به خيري و رستگاري ابدي است. قرآن کريم مي فرمايد: وَ تُوبُوا إلي اللهِ جَمِيعاً أيُّهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ.[47] (سوره ی نور، آیه 31)
6. آسايش ابدي: در کنار رستگاري، آسايش ابدي نيز از پيآمدهاي توبه شمرده شده است: إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأولئِکَ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ.[48] (سوره ی مريم، آیه 60)
7. افزايش روزي: توبه علاوه بر آثار و برکات بيشمار معنوي و اخروي، اثر و برکت دنيوي و مادّي نيز دارد و در ازدياد رزق و روزي انسان نيز اثر گذار است.
علي عليه السلام در اين باره مي فرمايد: وَ قَد جَعَلَ اللهُ سُبحانَهُ الإستِغفارَ سَبَباً لِدُرورِ الرِزقِ وَ رَحَمَةِ الخَلقِ.[49] (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خطبه 143، ص 262)
و ادامه مي دهد: « سپس [در قرآن] خود فرمود: إستَغفِرُوا رَبَّکُم إنَّهُ کانَ غَفَّاراً يُرسِل السَّماءَ عَلَيکُم مِدراراً وَ يُمْدِدْکُم بِأموالٍ وَ بَنينَ وَ يَجعَل لَکُم جَنَّاتٍ وَ يَجعَل لَکُم أنهارا.[50] (سوره ی نوح، آیه 10 – 12)
و در حديثي ديگر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: مَنْ أنعَمَ اللهُ عَلَيهِ نِعمَةً فَليَحْمِدِ اللهَ تَعالي وَ مَنِ السْتَبْطَأَ الرِّزقَ فَليَستَغفِرِ اللهَ وَ مَن حَزَنَهُ أمرٌ فَليَقُل لاحَولَ وَ لاقُوَّةَ إلاّ بِاللهِ.[51] (محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 75، ص 201)
نمونه هايي از توبه ی تائبان:
در قرآن داستانهاي فراواني از توبه انبياء (عليهم السلام) و غير آنان بيان و مطرح شده است، که ما پیش از این نمونه هایی از آن را ذکر کردیم، در این قسمت به نمونه هایی از توبه ی غير معصومان اشاره مي کنيم:
1. متخلّفان تائب: سه نفر از مسلمانان به نام «کعب بن مالک»، « ضرارة بن ربيع» و «هلال بن اميّه» از شرکت در جنگ تبوک و حرکت همراه پيامبر سرباز زدند، ولي اين به خاطر آن نبود که جزء دار و دسته منافقان باشند، بلکه به خاطر سستي و تنبلي بود و چيزي نگذشت که نادم و پشيمان شدند.
هنگامي که پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) از صحنه تبوک به مدينه بازگشت، آنها خدمت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) رسيدند و عذرخواهي کردند؛ اما پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) حتي يک جمله با آنها سخن نگفت و به مسلمانان نيز دستور داد که احدي با آنها سخن نگويد. آنها در يک محاصره عجيب اجتماعي قرار گرفتند، تا آنجا که حتي کودکان و زنان آنان نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) آمدند و اجازه خواستند که از آنها جدا شوند.
پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) اجازه جدايي نداد، ولي دستور داد که به آنها نزديک نشوند. فضاي مدينه با تمام وسعتش چنان بر آنها تنگ شد که مجبور شدند براي نجات از اين خواري و رسوايي بزرگ، شهر را ترک گويند و به کوههاي اطراف مدينه پناه ببرند. اينها همه زمينه توبه را در آنها فراهم مي کرد.
از جمله مسائلي که حالت توبه را در آنها ايجاد کرد اين بود که کعب بن مالک مي گويد: روزي در بازار مدينه با ناراحتي نشسته بودم، ديدم يک نفر مسيحي شامي سراغ مرا مي گيرد. هنگامي که مرا شناخت، نامه اي از پادشاه غسّان به دست من داد که در آن نوشته بود: اگر صاحبت تو را از خود رانده، به سوي ما بيا! حال من منقلب شد [و اشک در چشمانم حلقه زد و] گفتم: اي واي بر من! کارم به جايي رسيده که دشمنان در من طمع کردهاند. از طرف ديگر، بستگان آنها غذا براي آنها مي بردند. اما حتي يک کلمه با آنها سخن نمي گفتند.
مدتي به اين منوال گذشت و پيوسته شب و روز انتظار مي کشيدند که توبه آنها قبول شود و آيه اي که دليل بر قبولي توبه آنها باشد، نازل گردد، اما خبري نمي شد.
در اين هنگام، فکري به نظر يکي از آنان رسيد و به ديگران گفت: اکنون که مردم با ما قطع رابطه کرده اند، چه بهتر که ما هم از يکديگر قطع رابطه کنيم. اين کار بر حال توبه آنها افزود.
پيشنهاد عملي شد؛ به طوري که حتي يک کلمه با يکديگر سخن نمي گفتند، ولي بر تضرّع و زاري آنها افزوده شد. اين وضعيت پنجاه روز طول کشيد و در طول اين مدت، اظهار ندامت و پشيماني و تضرّع و گريه و زاري در پيشگاه الهي داشتند.
سرانجام توبه آنان پذيرفته شد و اين آيه به عنوان پذيرفته شدن توبه آنان نازل گشت (مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج 8، ص 114): وَ عَلَي الثَّلاثَةِ الذِّينَ خُلِّفُوا حَتَّي إذا ضاقَتْ عَلَيهِم الأرضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيهِم أنفُسُهُم وَ ظَنُّوا أن لامَلجأَ مِنَ اللهِ إلاّ إليهِ ثُمَّ تابَ عَلَيهِم لِيَتُوبُوا إنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.[52] (سوره ی توبه، آیه 118)
از آيه فوق و شأن نزول آن به دست آمد که مردم و جامعه و رهبران جامعه بايد تلاش کنند هم راه توبه را براي مجرمان بازگذارند و هم زمينه آن را فراهم کنند؛ چرا که توبه در تحوّ ل و سازندگي نقش مؤثري دارد.
2. توبه وحشي، برده ی هند همسر ابوسفیان و قاتل حمزه سید الشهداء: يکي از مشکل ترين و تلخ ترين حوادث براي رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) شهادت فجيع عموي بزرگوارش حضرت حمزه سيد الشهداء (عليه السلام) بود.
قاتل حمزه (وحشي) پس از کشتن حمزه، پهلوي او را دريد و جگرش را به عنوان هديه براي هند، همسر ابوسفيان برد. پيامبر با ديدن منظره فجيع شهادت حمزه، سوگند ياد کرد که به تلافي اين جنايت، هفتاد نفر از مشرکان را بکشد؛ ولي بعداً نه تنها چنين تلافي نکرد، بلکه همان قاتل را نيز به سوي اسلام دعوت کرد و او را وادار به توبه ساخت.
ابن عباس نقل مي کند که پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) شخصي را نزد وحشي قاتل عمويش فرستاد تا او را به اسلام دعوت کند.
وحشي به فرستاده پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) گفت: به او بگو: تو مي گويي آن که مرتکب قتل يا شرک يا زنا شود، در روز قيامت با ذلّت گرفتار عذابي مضاعف خواهد شد و من تمام اين کارها و گناهان را مرتکب شده ام، آيا باز هم راه برايم باز است؟
خداوند اين آيه را نازل فرمود: إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُلئِکَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئاتِهِم حَسَناتٍ.[53] (سوره ی فرقان، آیه 70)
وحشي با شنيدن اين آيه دوباره به پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) پيغام داد: توبه و ايمان و عمل صالح شرط هاي بسيار مشکلي است و من توان آن را ندارم.
پس از مدّتي اين آيه نازل شد: إنَّ اللهَ لايَغفِرُ أن يُشرَکَ بِهِ وَ يَغفِرُ مادُونَ ذلِکَ لِمَن شَاءَ.[54] (سوره ی نساء، آیه 48)
وحشي در پيام مجدد خود گفت: خداوند در اين آيه وعده مغفرت را به کساني داده است که خود بخواهد و من نمي دانم خدا مي خواهد مرا ببخشد يا نه؟ پس از گذشت زماني آيه ذيل نازل شد: قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أسْرَفُوا عَلي أنْفُسِهِم لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.[55] (سوره ی زمر، آیه 53)
وحشي با شنيدن اين آيه گفت: اکنون آري. آن گاه به محضر رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مشرّف شد، اسلام آورد و از گذشته خود، توبه کرد و در ادامه زندگي اش فداکاري هايي در راه مبارزه با دشمنان اسلام کرد.
نتیجه گیری:
با توجه به آیات و روایاتی که در طول این مقاله ملاحظه شد، مترقی ترین و عالی ترین فرایندی که در زندگی یک انسان می تواند رخ دهد، پس از اسلام آوردن و اقرار به این دین مبین، توبه از گناهان است. زیرا آفت ایمان و بندگی خداوند گناه است، زیرا گناه کاری می کند که انسان از مسیر الهی جدا شده و توجه اش به خداوند کم شود تا جایی که زنگار گناه روزنه ی ایمان را از دل او محو کرده و او را در منجلاب فساد غرق می نماید. تنها را چاره و فرار از گناه و بند شیطان توبه به درگاه خدا و بازگشت از اعمال ناپسند و ناشایست است.
در این مقاله سعی شد تا درباره اصل توبه و استغفار وراه های توفیق به این مهم و راهکارهای پذیرش آن سخن به میان آمد، در مجموعه ی این بیانات این نکته قابل توجه است که خداوند هر چند انسان را مختار آفرید اما او را رها نمی کند و به هر دلیلی تمایل دارد انسان به سوی او حرکت کند و به او نزدیک باشد. بهترین راه نزدیکی به خداوند توبه و استغفار است. همه ی مؤمنین و مؤمنات و اولیاء الله به توبه توجه داشته هر چند از آنها گناه سر نمی زند باز به درگاه خدا انبه و توبه می نمایند تا هم باعث علو درجاتشان شود و هم آموزشی برای سایر عبادالله که در مقام ایشان نیستند باشند. الهم وفقنا بما تحب و ترضی.
منابع و مآخذ:
1) قرآن مجید، ترجمه محمد خواجوی، انتشارات مولی، تهران، 1410 ﻫ.ق
2) استرآبادی/محمدبن علی، آیات الاحکام، مکتبة المعراجی، تهران، (بی تا)
3) طباطبایی/سید محمدحسین، تفسیر المیزان، مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی، دفتر نشر اسلامی، قم، 1374 (ﻫ.ق)
4) القرطبی/محمد بن احمد الانصاری، تفسیر قرطبی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1405 (ﻫ.ق)
5) کلینی/محمدبن یعقوب بن اسحق، الکافی، دارالحدیث، قم، 1429 (ﻫ.ق)
6) مکارم شیرازی/ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1374 (ﻫ.ش)
[1] سپس خداوند به آنها برگشت (توفيق توبه داد) تا توبه و برگشت کنند. خداوند بسيار توبه پذير مهربان است.
[2] اي کساني که ايمان آورده ايد، به سوي خدا توبه کنيد؛ توبه اي خالص. اميد است پروردگار گناهان شما را بپوشاند.
[3] محققا خدا توبه ی آنهايی را می پذيرد که عمل ناشايست را از روی جهل و نادانی مرتک شوند پس از آنکه زشتی آن عمل را دانستند بزودی توبه کنند پس خدا آنها را می بخشايد و خدا دانا و به مصالح خلق آگاه است.
[4] اي مومنان! همه به سوي درگاه الهي توبه کنيد، باشد که رستگار شويد.
[5] امروز است كه بر دهانشان مهر مىزنيم و دستهايشان با ما سخن مىگويند و پاهايشان شهادت مىدهند كه چه كردهاند.
[6] پيرو چيزى نباش كه نمىدانى زيرا گوش و چشم و دل- همه- بازخواست خواهند شد.
[7] و من نفس خود را مبرا نمىكنم. بىگمان نفس فرماينده است به بدى مگر آنكه پروردگار من رحم كند. براستى پروردگار من آمرزگار مهربان است.
[8] ) گفت: پروردگار من! بسبب آنكه گمراهم كردى، البته در زمين (معاصى) را برايشان بيارايم و البته همه آنها را گمراه سازم. مگر بندگان تو از آنها كه برگزيدگانند.
[9] گفت: اين [اخلاص] راهى مستقيم است كه بمن مىرساند ترا به بندگان خالص شده من تسلطى نيست. مگر كسانى از گمراهان كه ترا پيروى كنند.
[10] اي مومنان! همه به سوي درگاه الهي توبه کنيد، باشد که رستگار شويد.
[11] خداوند توبه کساني را مي پذيرد که از روي ناداني عمل زشتي مرتکب شده و فوري توبه کنند.
[12] توبه براي کساني نيست که تمام عمر بدي مي کنند تا زماني مرگ يکي از آن ها فرا رسد، در آن حال مي گويد: الان توبه کردم .
[13] از گناهان خويش استغفار کنيد و به سوي او باز گرديد .
[14] هر کس گناهي کرده باشد يا به خودش ظلم کند، پس استغفار کند، خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد يافت .
[15] پروردگارتان گفته: مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم، كسانى كه از عبادت [خواندن] من سركشى مىكنند، بزودى بخوارى بجهنم وارد خواهند شد.
[16] بگو: اي بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ايد! از رحمت خداوند نااميد نشويد که خداوند همه گناهان را مي آمرزد .
[17] سه گروه از شر ابليس و لشکريان او در امانند: کساني که به ياد خداوند هستند، کساني که از ترس خدا گريه مي کنند و کساني که در سحرگاهان استغفار مي کنند.
[18] آيا نمي دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش مي پذيرد و صدقات را مي گيرد و خداوند توبه پذير مهربان است؟
[19] خداوند بر اثر توبه بنده اش خوشحال تر است از کسي که عقيم بوده، بچه دار شده و از کسي که گمشده خويش را يافته و از تشنه اي که به آب رسيده است.
[20] بگو اي بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خدا همه گناهان را مي آمرزد، به درستي که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنکه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوي هيچ کس ياري نشويد.
[21] او (خدا) کسي است که توبه را از بندگانش مي پذيرد و گناهان را مي بخشد و آنچه را انجام مي دهيد، مي داند.
[22] و همگي به سوي خدا باز گرديد اي مؤمنان تا رستگار شويد.
[23] اي کساني که ايمان آورده ايد! به سوي خدا توبه کنيد! توبه اي خالص. اميد است پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايي از بهشت که نهرها از زير درختانش جاري است، وارد کند.
[24] و آنها که وقتي مرتکب عمل زشتي شوند يا به خود ستم کنند، به ياد خدا افتاده، پس براي گناهان خود طلب آمرزش ميکنند. و کيست جز خدا که گناهان را ببخشد.
[25] به نام خداوند بخشنده مهربان، بگو: پناه مىبرم به پروردگار مردم، به فرمانرواى مردم، به معبود مردم، از شرّ وسوسه كننده «خناس» [پنهان شونده]، آن كس كه وسوسه مىكند در دلهاى مردم، از پريان و مردمان.
[26] اي پسر مسعود! گناه را مقدّم ندار [و گناه نکن و اگر گناهي سرزد] توبه را به تأخير نينداز!
[27] گفتند: پروردگارا! ما به خويشتن ستم کرديم، و اگر ما را نبخشي و بر ما رحم نکني، از زيانکاران خواهيم بود.
[28] پس توبه او را پذيرفت.
[29] پس او در ميان ظلمتها [ي متراکم] فرياد زد که معبودي جز تو نيست، منزهي تو، من [بر خويشتن ستم کردم و] از ظالمان بودم.
[30] داود گمان کرد ما او را [با اين ماجرا] آزموده ايم. از اين رو، از پروردگارش طلب آمرزش کرد و به سجده و رکوع رفت و انابه کردم
[31] و گروه ديگر به گناهشان اعتراف کردند.
[32] پس براي گناهان خود طلب آمرزش کنند .... و برگناه اصرار نمي ورزند و دوباره آن را مرتکب نمي شوند در حالي که مي دانند.
[33] مگر کسي که توبه کند و ايمان بياورد و عمل شايسته انجام دهد.
[34] پس اگر توبه کنند و نماز را به پا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها سازيد؛ زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است.
[35] مگر کساني که بعد از آن توبه کنند و جبران نمايند که خداوند بخشندة مهربان است.
[36] مگر آنها که توبه [و جبران و] اصلاح کنند و به [دامن لطف] خدا چنگ زنند و دين خود را براي خدا خالص کنند. آنها با مؤمنان خواهند بود و خداوند به افراد با ايمان پاداش عظيمي خواهد داد.
[37] اي کساني که ايمان آوردهايد! توبه کنيد، توبه اي خالص، اميد است [با اين کار] پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايي از بهشت که نهرها از زير درختانش جاري است، وارد کند.
[38] آن است که شخص توبه کننده به هيچ وجه بازگشت به گناه نکند؛ آن چنان که شير به پستان هرگز برنمي گردد.
[39] آيا مي دانيد توبه کننده کيست؟ گفتند: خدايا! نه. فرمود: وقتي بنده توبه کند و طلب کاران را راضي نکند، تائب نيست و کسي که توبه کند و بر عبادت نيافزايد، تائب نيست و کسي که توبه کند و لباس [ نامناسب] خود را تغيير ندهد، پس تائب نيست و کسي که توبه کند و رفيقان خود را تغيير ندهد [و از دوستان ناباب فاصله نگيرد]، تائب نيست و کسي که توبه کند و محل نشستن خود را تغيير ندهد، تائب نيست و کسي که توبه کند و فرش و تکيه گاه خود را تغيير ندهد، توبه کار نيست و کسي که توبه کند و خوي و نيّتش را تغير ندهد، توبه کار نيست و کسي که توبه کند و قلبش را باز نکند (سعه صدر پيدا نکند) و دستش را توسعه ندهد (انفاق و سخاوت پيدا نکند)، تائب نيست وکسي که توبه کند ولي آرزوي خود را کوتاه نکند و زبان خود را حفظ نکند [ و دست از غيبت و تهمت و ... برندارد]، تائب نيست و کسي که توبه کند و اضافه قوت و غذاي خود را از بدن خود جدا نکند، تائب نيست و زماني که [توبه کار] بر اين اوصاف استقامت ورزيد پس تائب است.
[40] اگر توبه کنند و نماز را به پا دارند و زکات را بپردازند، برادران ديني شما هستند.
[41] توبه کنندة از گناه مانند کسي است که گناه ندارد.
[42] به راستي که خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست مي دارد.
[43] چيزي در نزد خداوند محبوب تر از مرد مؤمن توبه کار و زن مؤمن توبه کننده نيست.
[44] [اي مؤمنان!] به سوي خدا توبه کنيد... اميد است خداوند گناهان شما را بپوشاند.
[45] مگر کساني که توبه کنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مي کند و خداوند همواره آمرزنده مهربان بوده است.
[46] اي داود! به راستي بنده مؤمن هر گاه گناهي انجام دهد، سپس برگردد و از آن گناه توبه کند، و هنگام ياد آن گناه از من حيا کند، گناه او را مي بخشم و کاري مي کنم که حافظان (نويسندگان) آن را از ياد ببرند و آن گناه را به حسنه تبديل ميکنم و [ از کسي ] باکي ندارم، در حالي که من مهربانترين مهربانانم.
[47] اي مؤمنان! همگي به سوي خدا توبه کنيد؛ شايد رستگار شويد.
[48] مگر کسي که توبه کند و ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد. پس آنان داخل بهشت ميشوند.
[49] و خداوند استغفار را وسيله دائمي فرو ريختن روزي و موجب رحمت آفريدگان [خود] قرار داده است.
[50] از پروردگار خود(با توبه) آمرزش بخواهيد که بسيار آمرزنده است تا بارانهاي پر برکت را از آسمان پي در پي بر شما فرو ريزد و با بخشش اموال فراوان و فرزندان شما را ياري دهد و باغستانها و نهرهاي پر آب در اختيار شما گذارد.
[51] کسي که خدا نعمتي به او بدهد، پس بايد ستايش خداي بلند مرتبه را کند و کسي که روزيش تأخير کرده، بايد از خدا طلب آمرزش کند و کسي که امري او را ناراحت کند، بايد بگويد: لاحول و لاقوه إلا بالله.
[52] و آن سه نفر که در مدينه بازماندند و از شرکت در جنگ تبوک خودداري کردند و مسلمانان با آنان قطع رابطه کردند،تا آن حد که زمين با همة وسعتش بر آنها تنگ آمد و حتي جايي در وجود خويش براي خود نمي يافتند و دانستند که پناهگاهي از خدا جز به سوي او نيست. در آن هنگام، خدا به آنان توفيق توبه داد تا توبه کنند و خداوند توبه پذير و مهربان است.
[53] مگر آن که توبه کند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد. پس خدا اعمال زشت ايشان را به اعمال نيک تبديل مي کند.
[54] به راستي که خداوند شرک ورزيدن را نخواهد بخشيد، ولي آنچه را کمتر از آن است، براي کسي که بخواهد، خواهد بخشيد.
[55] بگو اي بندگان من که بر خويش اسراف روا داشته ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد. به راستي که خداوند همه گناهان را مي بخشد. همانا او آمرزنده و مهربان است.
|
|